بایگانی ماهانه: آوریل 2009

چرا می خواهیم آزاد باشیم؟

چرا می خواهیم آزاد باشیم؟

نقل قول:

آزادی بزرگترین آرمان بشر در طول تاریخ است و آن قدر این آرمان فدایی داشته که اگر بگوییم یک هدف نهایی نیست ساده لوح بنظر بیاییم.

پاسخ دالبا:

سوال این است که آزادی را برای چه می خواهیم؟

غربیون و از بزرگترین آنها کسانی مثل «فردریش ویلهلم نیچه» و یا «ژان پل ساتر» آنچنان آزادی را مقدس جلوه دادند تا نهایتا به این نتیجه رسیدند که برای رسیدن به آزادی مطلق خدا مزاحم ایشان است! بنابراین به کلی منکر وجود خداوند شدند چرا که خداوند را محدود کننده ی آزادی انسان می دانستند.

ولی ما مسلمانان دنیا را جور دیگری می بینیم. ما عقل و وحی داریم و هر دوی اینها به ما نشان می دهند که آزادی نمی تواند هدف نهایی انسان ها باشد بلکه هدف نهایی انسان سعادت است.

همین مطلب اساس تفاوت فکری مسلمانان و غربی ها می شود چرا که غربی ها می گویند «ما آزادی را برای آزادی می خواهیم» ولی مسلمانان می گویند «ما آزادی را برای کمال» لازم داریم.

مفهوم «آزادی برای آزادی» یعنی معرفی آزادی به عنوان هدف نهایی یک مفهوم پوچ و غیر قابل تفسیر است. در واقع هرگاه از شما سوال شود آزادی را برای چه می خواهید در پاسخ همیشه باید چیزی غیر از آزادی را بیان کنید. یعنی مثلا می گویید می خواهم آزاد باشم تا بتوانم فلان کار را انجام دهم. ولی اگر بگویید «می خواهم آزاد باشم تا بتوانم آزاد باشم» …

فکر نکنم درک نامعقول بودن این جمله چندان سخت باشد! اندکی اندیشه لازم است.

حتی خود اندیشمندان غرب هم مدت هاست به این نتیجه رسیده اند که آزادی مطلق مساوی هرج و مرج خواهد بود. آزادی مطلق با عقل سلیم و منطق سازگاری ندارد.

در تعریف مفهوم آزادی ما با این سوال مواجه نیستیم که «آزادی از چه چیزی؟» بلکه سوال اساسی این است که «آزادی برای چه چیزی؟».

نهایتا غربی ها برای پاسخ گفتن به سوال دوم ناچارند به امانیسم و انسان مداری روی آورند و خدا را انکار کنند. ولی حتی پس از این کار هم نمی توانند «آزادی برای آزادی» را معنی کنند.

در بحث با کسانی که آزادی را هدف نهایی می دانند خیلی راحت می توان استدلال کرد که:

اولا
آزادی نمی تواند مطلق باشد، یعنی هرگز نمی توان جامعه را بدون محدودیت در آزادی
تصور کرد
. مثالی که در این زمینه زده می شود به این صورت است:

«علت استفاده از وسائل نقلیه رسیدن سریع‌تر به مقصد است و هیچ گاه توقف و ایستادن، مقصود ما از استفاده از ماشین یا وسائل نقلیه دیگر نیست. حال اگر کسی بگوید ایستادن و توقف در پشت چراغ قرمز مخالف این فلسفه (حرکت سریع و رسیدن به مقصد در حداقل زمان ممکن) است، می‏گوییم این سخن صحیح است، ولی ما در عمل برای حفظ هدف اصلی مجبور به این توقف هستیم و این یک الزام و اجبار در مرحله عمل است؛ چرا که نایستادن پشت چراغ قرمز، چه بسا موجب می‏شود که هیچ گاه به مقصد مورد نظر نرسیم. حال هیچ عاقلی توقف پشت چراغ را یک فلسفه مجزا، مستقل و در کنار فلسفه اصلی یعنی حرکت سریع قرار نمی‏دهد، بلکه آن را یک قید و محدودیت عملی می‏شمرد

در واقع کافیست که دو فرد آزاد را در نظر بگیرید. آنگاه مسلما اگر آزادی های آنها را محدود نکنیم با «مشکل تزاحم آزادی ها» رو به رو خواهیم شد. یعنی به جایی می رسیم که آزاد بودن یکی به معنای سلب آزادی دیگری خواهد بود.

کسانی که به آزادی مطلق معتقدند در تعریف مفاهیمی چون قانون هم با مشکل مواجه می شوند.

بنابراین مفهوم آزادی به صورت مطلق آن در عمل کاملا متناقض است.

ثانیا:

آزادی حتی به صورت محدود آن نمی تواند هدف نهایی باشد. و هر کسی ابتدا باید به این سوال پاسخ گوید که آزادی را برای چه می خواهد. در این صورت است که خود به خود مسیر مشخص خواهد شد و حرف از «آزادی به عنوان مقصد غائی» معنای خود را کاملا از دست می دهد.

حالا شما به من بگویید کسی که می گوید آزادی هدف نهایی است ساده لوح است یا کسی که می گوید آزادی هدف نهایی نیست؟

با استفاده از مطالب پایگاه حوزه

رأی دهیم یا خیر؟

رأی دهیم یا خیر؟

این پست پاسخ به سوالی است که در بخش نظرات مطالب گذشته مطرح شده بود.

رأی دهیم یا خیر؟

بررسی به صورت مردمی.

نظرات خود را ارائه دهید تا بدون سانسور نمایش داده شود و جواب خود را بگیرید .

راه آزادی دراز است اما باید به دنبال سریع ترین راه کم ضرر بود .

سر بزن و نظرت را آزادانه بیان کن.

پاسخ:

سلام

رای ندادن جز خوشحال کردن دشمن و عده ای ضد رژیم، ثمره ی دیگری ندارد. حتی اگر کاندیدای مورد علاقه ای هم نداشتیم چه خوب است که یک رای سفید هم که شده در صندوق بیاندازیم.

شما سه گزینه مطرح کرده اید:

1- حمایت از میر حسین موسوی (برای برقراری تدریجی آزادی)

2- تحریم انتخابات (اگر شکست بخورد بیشترین ضرر را اصلاح طلبان و ایران می بیند)

3- حمایت از احمدی نژاد (او خودش نظام را نابود می کند )

در مورد اولین پیشنهاد، ابتدا باید بگویم تعاریف مختلفی از آزادی می شود. همین قدر بگویم که من آزادی را به عنوان هدف غایی قبول ندارم و برای هر نوع آزادی ای حد و حدودی قائلم.

از طرف دیگر من هنوز به این بارو نرسیده ام که میرحسین بهترین گزینه است و کسی است که می تواند بیش از سایرین در جهت پیشبرد آرمان ها قدم بردارد.

در مورد دومین گزینه نظرم را در همان ابتدا گفتم،‌ و تحریم انتخابات را کاری بسیار نابخردانه می دانم. بیشترین ضرر را هم متوجه مردم ایران می بینم.

و اما احمدی نژاد. من روی این گزینه بحث دارم. در واقع من نه مانند خیلی از اصلاح طلبان ایشان را آنقدر ناتوان می پندارم و نه مانند دسته ای دیگر او را بی لیاقت و یا ساده لوح می بینم. حتی برعکس! در بسیاری از زمینه ها من کاملا با کارهایی که از طرف شخص رئیس جمهور و «برخی وزرا» انجام می شود کاملا موافقم. مشکل من با احمدی نژاد سر برخی مسائل خاص است. مثلا جریان کردان،‌ و یا طرح ارتقای امنیت اجتماعی و یا برخی دیگر از سیاست هایی است که در داخل کشور پیش گرفته شده، بحث آزادی مطبوعات و عملکرد رسانه ی ملی و خیلی چیزهای دیگر که اگر بخواهم نام ببرم لیست درازی می شود. باید بگویم تا حدی هم ایشان را یک دنده و لجباز می دانم و تاکید ایشان را بر روی برخی مسائل کاملا بی مورد می بینم.

به نظرم این دولت نتوانست در امر پاسخگویی موفق عمل کند و سکوت دولت خیلی جاها به ضرر نظام تمام شد.

ولی با همه ی این حرف ها نکات مثبت زیادی هم در رئیس جمهور فعلی می بینم که در هیچ یک از کاندیداهای دیگر نمی بینم. ساده زیستی، تلاشی مثال زدنی، شجاعت و … .

خیلی از طرح های اجرا شده و یا در حال اجرا را هم مفید می دانم هر چند ممکن است نظرات و انتقادات زیادی داشته باشم.

نکته ی آخر اینکه من احمدی نژاد را برخلاف تقریبا همه ی اصلاح طلبان فردی موفق در زمینه ی سیاست خارجی می دانم!!! و گمان می کنم راه درست را او رفت!

می دانم که این حرف مخالفان زیادی دارد ولی به هر حال نظر من این است.

در مورد کاندیداهای فعلی هر کدامشان یک سری خصوصیات دارند که به نوعی مرا جذب می کند:

احمدی نژاد را که گفتم، او مرد عمل است.

میرحسین را در سیاست داخلی موفق تر از سایرین می دانم.

و کروبی را در ساکت نماندنش در مقابل برخی بی عدالتی ها می ستایم.

ولی اینکه در انتها چه کسی را انتخاب خواهم کرد برای خودم هم سوال است! تصمیم گیری سختی خواهد بود.

چگونه کتاب های موجود در گوگل را دانلود کنیم؟ (books.google.com)

چگونه کتاب های موجود در گوگل را دانلود کنیم؟ (books.google.com)

اگر شما این مطلب را می خوانید احتمالا به دنبال دریافت کتاب یا مطالبی از سایت «کتاب های گوگل» هستید.

این سایت حقیقتا یکی از بهترین منابع موجود در اینترنت برای تحقیق و جستجو در هر زمینه ای است.

بسیاری از کتاب های موجود در این سایت دارای حق مالکیت (کپی رایت) هستند و بسیاری دیگر نیز به صورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرند.

آن دسته که رایگان هستند را به راحتی می توانید از طریق لینکی که خود گوگل در اختیار شما قرار می دهد دانلود کنید.

دسته ی دیگری از کتاب ها که دارای حق مالکیت یا همون حق التکثیر هستند را نمی توان دانلود کرد. این دسته خودشان به دو زیر مجموعه ی اصلی تقسیم می شوند، نوع اول آنهایی هستند که هرچند نمی توان دانلود کرد ولی همه ی صفحات آنها در گوگل موجودند و نوع دوم آنهایی هستند که تنها صفحات خاصیشان در گوگل موجود است و شما نمی توانید همه ی صفحات را ببینید.

جالب است بدانید که همه ی کتاب های موجود در گوگل یا آزاد هستند و یا اگر کپی رایت دارند حتما از مولفانشان جهت نمایش کتاب در گوگل اجازه گرفته شده. بنابراین آن دسته از کتاب ها که نمایش محدود دارند و همه ی صفحاتشان قابل نمایش نیست در واقع کتاب هایی هستند که مولف آن کتاب اجازه ی نمایش کل کتاب را در گوگل نداده و به انتخاب خودش گفته فلان صفحات کتاب را می توانید در سایت قرار دهید.

این دسته بندی را به خاطر داشته باشید تا بعد.

دوستی را می شناختم که برای دانلود کتابی که برای تحقیقش لازم داشت مجبور شده بود تمام صفحات کتاب را یکی یکی به وسیله ی print screen (گرفتن عکس از صفحه ی نمایش) ذخیره کند! (برای پی بردن به عمق فاجعه فرض کنید کتاب ۴۰۰ صفحه یا حتی بیشتر باشد و شما مجبور باشید تمام صفحات را یکی یکی کپی کرده در paint بریزید و بعد با یک نام مناسب ذخیره کنید!)

این موضوع برای خیلی ها مشکل ساز شده بود و همین شد که عده‌ای به فکر هر چه ساده تر و اتوماتیک کردن روند دریافت کتاب های گوگل افتادند.

تلاش های زیادی هم صورت گرفته و با یک جستجوی ساده می توانید به سایت های زیادی در گوگل برسید که مدعی هستند می توانند لینک تمامی صفحات قابل دانلود از یک کتاب بخصوص را در اختیار شما قرار دهند. به عنوان نمونه سایت لیچ ویدئو یکی از این سایت ها بود که در حال حاضر به علت پاره ای از اقدامات گوگل با مشکل مواجه شده.

نرم افزار گوگل بوک دانلودر (google books downloader) یکی دیگر از این نرم افزار هاست. البته من شنیده ام این نرم افزار هم با سیستم جدید گوگل به مشکل برخورده و نمی تواند با گوگل ارتباط برقرار کند.

از مزیت های بزرگ این نرم افزار این بود که کتاب ها را به صورت PDF دانلود می کرد و یکی از بزرگترین معایبش هم این بود که برای اجرا نیاز به Microsoft .net Framework 3.5 داشت که معنایش این است که باید حتما ویندوز بروزرسانی شده در اختیار داشته باشید و در لینوکس کار نمی کرد.

ولی آنچه که امروز می خواهم به شما معرفی کنم صد در صد کار می کند و خودم هم چندین بار از آن استفاده کرده ام. نیاز به پیش زمینه ی خاصی هم ندارد.

این نرم افزار را سایت هاهیهو ارائه کرده. البته توضیح چندانی در این سایت پیدا نمی کنید ولی نحوه کلی کار با نرم افزار در آن شرح داده شده. (خیلی کوتاه و مفید)

اما برای راحتی شما من اینجا روشی را که خودم امتحان کردم و به نظرم یکی از بهترین روش ها نیز هست شرح می دهم:

1- شما برای اینکه بتوانید از این اسکریپت که برای گریس مانکی طراحی شده استفاده کنید نیاز به مرورگر محبوب و دوست داشتنی فایرفاکس دارید. معنی این حرف این است که شما هر سیستم عاملی که داشته باشید (ویندوز، لینوکس یا مک) اگر بتوانید فایرفاکس عزیز را نصب کنید به احتمال زیاد این اسکریپت هم به راحتی می توانید نصب کنید. نام اصلی این اسکریپت:

[ Userscript ] Google Book Downloader 1.2

2- پس از نصب فایرفاکس باید افزونه ی گریس مانکی (Greasemonkey) را برای آن نصب کنید.

در مورد این افزونه همین قدر بدانید که تعداد بسیار بسیار بسیار زیادی اسکریپت برای آن نوشته اند. در واقع هر کس می خواهد کار خاصی را در صفحات وب به صورت اتوماتیک انجام دهد، چه برنامه نویس باشد و بخواهد برنامه ی خودش را با دیگران به اشتراک بگذارد، چه اینکه به دنبال یک اسکریپت دیگر بگردد، اولین مکانی که به ذهنش خواهد رسید گریس اسپات و گریس مانکی است.

گریس مانکی این اجازه را می دهد که اسکریپ های نوشته شده توسط کاربراین (به زبان جاوا) تحت مرورگر فایرفاکس اجرا شده و امکانات جانبی بسیاری را در اختیار شما قرار می دهد. (به عنوان مثال اولین باری که من با گریس مانکی آشنا شدم زمانی بود که در سایت تراوین بازی می کردم و می خواستم یک سری از کارها را خود کامپیوتر برایم انجام دهد و در آنجا بود که پی به توانایی های گریس مانکی بردم)

3- پس از نصب گریس مانکی برای نصب Google Book Downloader 1.2 به این صفحه بروید. در آنجا روی دکمه ی Install کلیک کنید. اسکریپت مورد نظر به صورت اتوماتیک توسط گریسمانکی شناسایی شده و نصب می شود.

در حال حاضر شما به هر کتابی در سایت گوگل مراجعه کنید در گوشه ی سمت راست صفحه یک دکنه ی download this book اضافه شده و به شما این اجازه را می دهد که از یک صفحه ی مشخص به بعد را دانلود کنید. (البته ممکن است امکانات دانلود آن در آینده بیشتر شود).

پس از فشردن دکمه دانلود اسکریپت به دنبال صفحاتی می گردد که امکان دانلود آنها وجود دارد. و در پایان پیغام done را نمایش می دهد.

کلیه ی صفحاتی که قابل دانلود هستند را لیست می کند. در لیستی که به وجود می آید شما می توانید روی هر یک از آیتم ها کلیک کنید و صفحه ی مربوطه باز می شود. صفحه ی باز شده یک فایل عکس خواهد بود که به راحتی قابل ذخیره است. فرمت این عکس png می باشد. (در انتهای این مطلب لینکی در مورد نحوه‌ی تبدیل این عکس به متن داده شده معرفی شده)

اما برای هرچه راحت تر شدن کار بهتر است از یک نرم افزار مدیریت دانلود هم استفاده کنید. توصیه ی من این است که از افزونه ی فلش گات (flashgot) به همراه down them all استفاده نمایید.

البته یک سری تنظیمات هم در اینجا لازم است که توضیح خواهم داد.

اما آیا می دانید چرا نمی توان از دانلودر پیش فرض فایرفاکس استفاده کرد؟ علت این امر آن است که دانلود فایر فاکس چندین دانلود را به صورت همزمان انجام می دهد ولی گوگل اجازه دانلود بیش از یک صفحه از کتاب را در آن واحد نخواهد داد!

اگر شما از دانلودر خود فایر فاکس استفاده کنید در خوشبینانه ترین حالت از هر پنج یا ده صفحه تنها یکی از آنها درست دانلود می شود و سایر آنها خطایی از سایت گوگل را دانلود می کند که به جای عکس به صورت اچ تی ام ال خواهد بود. در بدترین حالت هم گوگل که پی به عمل غیر قانونی شما برده تمام اکانت های شما را در گوگل غیر فعال کرده و آی پی شما را نیز مسدود خواهد کرد! (البته در حال حاضر گوگل این کار را متوقف کرده ولی بوده اند کسانی که تمام اکانت های گوگلشان به خاطر همین کار مسدود شده پس مراقب باشید و حتما راه حل را در ادامه مطلب بخوانید)

راه حل این مطلب این است که شما از یک نرم افزار مدیریت دانلود استفاده کنید که بشود تعداد دانلود های همزمان آن را تنظیم کرد.

یکی از بهترین آنها که برای این کار بخصوص نیز بسیار خوب عمل می کند downthemall است. فقط قبل از استفاده باید در گوشه ی سمت راست پایین صفحه ی اصلی آن، روی preferences کلیک کرده و در منوی اصلی maximum concorrent downloads (حداکثر تعداد دانلود همزمان) را روی یک قرار دهید.

با این کار در هر لحظه تنها یک صفحه از گوگل دانلود خواهد شد و دیگر مشکلی از این نظر نخواهید داشت.

حالا در آن لیستی که توسط اسکریپت برایتان فراهم شده لینک هایی را که می خواهید دانلود کنید انتخاب نمایید. (فرض کنید می خواهید آنها را کپی کنید و در word بریزید، با موس آن قسمتی را که می خواهید دانلود کنید سلکت کنید)

پس از این کار بر روی یک قسمت خالی صفحه رایت کلیک کنید و در منوی flash got options گزینه ی DTA (مخفف DownThemAll) را انتخاب نمایید.

از دفعه بعد می توانید از کلید میانبر ctr+F2 جهت فعال کردن DTA استفاده کنید و یا در گزینه های موجود در کلیک راست، روی flash got selection کلیک کنید تا تمام لینک هایی که در انتخاب شما موجود هستند دانلود شوند!

نکته ی آخر هم اینکه در بار اول که یک کتاب را می خواهید دانلود کنید تعداد صفحات قابل دانلود آن معمولا بیش از آن چیزی که واقعا قابل دانلود است نمایش داده خواهد شد. در حالی که در دفعات بعدی ممکن است تعداد صفحات کمتری نشان داده شود. این یک باگ موجود در اسکریپت است که چندان هم مهم نیست. فقط به اشتباه خیال نکنید که بعضی از صفحات دانلود نشده اند! بلکه خیالتان راحت باشد که هرچقدر دانلود شدنی بوده دانلود شده!

فعلا نکته ی دیگری به ذهنم نمی رسد.

امیدوارم به دردتان خورده باشد.

اگر پشنهادی دارید در بخش نظرات مطرح کنید.

مطالب مرتبط با این موضوع:

ناپدید شدن آیکن Safely Remove Hardware در ویندوز و راه حل آن

ناپدید شدن آیکن Safely Remove Hardware در ویندوز و راه حل آن

اکثر کابران ویندوز این مشکل را تجربه کرده اند که گاهی اوقات آیکن مربوط به «با احتیاط خارج کردن سخت افزار ها» ناپدید می گردد و به نظر می رسد هیچ راهی جز خاموش و یا ریستارت کردن سیستم برای بازیابی این Icon وجود نداشته باشد.

همان طور که می دانیم استفاده از این قسمت برای اینکه بتوانیم با اطمینان و بدون هراس از از دست دادن اطلاعات سخت افزامان را از سیستم جدا کنیم و از همه مهمتر برای آسیب ندیدن سخت افزار کاملا الزامی است. چرا که با اینکار ابتدا ویندوز کلیه ی اطلاعات احتمالی موجود در بافر را به سخت افزار مورد نظر منتقل کرده و کارهای نیمه تمام را تمام می کند و در نهایت برق آن را برای خارج کردن در امنیت کامل قطع خواهد کرد.

اگر شما هم با این مشکل مواجه هستید که این آیکن ناپدید می گردد و اگر شما هم نگران اطلاعات و سخت افزار خود هستید. راه حلی که در ادامه بیان می شود می تواند بسیار مفید باشد.

این ایکون به طور معمول در قسمت taskbar’s notification area (گوشه ی سمت راست و پایین محیط دسکتاپ و کنار ساعت و تاریخ) و پس از اتصال یک سخت افزار خارجی به سیستم پدیدار می گردد. ولی متاسفانه گاهی هم به طور ناگهانی ناپدید می شود! (البته hide نمی شود بلکه به کلی محو می شود)

محل قرار گیری safely remove hardware icon

این مشکل در واقع یک باگ است که هنوز علت آن ناشناخته مانده و متاسفانه مایکروسافت هم مثل خیلی دیگر از باگ های موجود در ویندوز کاملا به آن بی توجه است.

هر گاه با این مشکل مواجه شدید یک پنجره ی Run باز کرده و دستور زیر را وارد کنید:

Start>Run>

RunDll32.exe shell32.dll,Control_RunDLL hotplug.dll

با فشردن دکمه ی OK صفحه ی «Safely Remove Hardware» باز خواهد شد!!!!!!!!

روی وسیله ای که می خواهید safe remove کنید کلیک کرده و stop کنیدش.

حالا با اطمینان می توانید سخت افزار خود را خارج کنید!

نتیجه ی دیگر اجرای این دستور این است که آیکن Safely Remove Hardware دوباره بازخواهد گشت. (در 90 در صد موارد)

اگر این مشکل مشکلی است که اغلب اوقات برای شما ایجاد می شود می توانید یک shortcut برای آن روی محیط دسکتاپ خود ایجاد کنید. روش ایجاد این شرتکات (آیکن میانبر) به این صورت است که روی یک محل خالی روی دسکتاپ خود راست کلیک می کنید و سپس در زیر منوی New روی Shortcut کلیک خواهید کرد.

صفحه ای مشابه صفحه ی زیر باز می شود که باید دستور

RunDll32.exe shell32.dll,Control_RunDLL hotplug.dll

را در آن وارد کنید:

روی Next کلیک کرده و نامی برای آیکن ایجاد شده تایپ نمایید:

و دکمه ی finish را بفشارید.

از این به بعد هر گاه با این ایراد رو برو شدید می توانید از این آیکن میانبر وسیله ی مورد نظرتان را با اطمینان خارج کنید.

متن فوق ترجمه ی دالبابلاگ است و متن اصلی را نیز می توانید در این آدرس بیابید.

امیدوارم مفید واقع شود.

اندر دردسر های عابربانک بانک ملی ایران (قسمت سوم)

اندر دردسر های عابربانک بانک ملی ایران (قسمت سوم)

(اگر آنقدر حوصله دارید که مطلب زیر را بخوانید شاید حوصله ی خواندن قسمت اول و قسمت دوم را هم داشته باشید!)

گفته بودم که بالاخره موفق شدم انتخاب واحد کنم ولی با کمال تعجب شهریه ی ثابت از بدهی من کسر نشده بود و این در حالی است که کل شهره ی ثابت تا ریال آخرش از حساب من کاسته شده بود.

با خودم گمان کردم که بازم مثل همیشه سیستم دانشگاه اشکال دارد و پرداخت های جدید را ثبت نمی کند و از همین رو تا روز رفتن به دانشگاه و دادن شهریه ی متغیر صبر کردم (اصولا کار دیگری هم از دستم بر نمی آمد).

چند روز اول ترم با توجه به ازدحامی که هر ترم در روز های اول در صف پرداخت شهریه با آن روبه رو هستیم از مراجعه به امور شهریه منصرف شدم (حتی اگر هم می خواستم با توجه به برنامه ی کلاس هایم فرصت نمی کردم 4 ساعت در صف شهریه منتظر بمانم [زمان چهار ساعت را هم از خودم در نمی آورم بلکه یکی از دوستانم از ساعت 8 صبح که رفته بود ساعت 12 موفق شده بود کارش را به پایان برساند])

خلاصه امروز دل را به دریا زدم (با توجه به نگرانی ای که از بابت وضعیت شهریه داشتم اگر نه که صبر می کردم کمی از ترم بگذرد تا سرشان کمی خلوت گردد) و یک نیم ساعتی در صف ماندیم تا بالاخره نوبتمان شد. آقای شهریه (که نمی خواهم نامش را ببرم) به من گفت شما شهریه ی متغیرت را پرداخت نکردی!

همان چیزی که ازش می ترسیدم اتفاق افتاده بود. حالا هرچی من توضیح می دم که چرا پرداخت کردم، اون میگه نچ! بعد که بهش قبولوندم که پرداخت کردم میگه پس حتما برگشت خورده، ظرف 72 ساعت حتما برگشت می خورده! باز شروع کردم به توضیح و قسم و آیه که آقا من امروز کارتمو چک کردم و ولی پولی برنگشته و الآن هم دو سه هفته از اون موقع میگذره. به هر حال چه باور کرد چه نکرد اینطور به من گفت که شما باید با کد پیگیری به بانک مراجعه کنی (یعنی سیستم ما اشتباه نمی کنه!) …

(روزی که من پرداخت اینترنتی کرده بودم 21/12/87 بود و تاریخ مراجعه ام به دانشگاه 12 اسفند)

منم که دیگه نه حوصله ی جر و بحث با ایشان را داشتم و نه می خواستم دانشجویان بدبخت پشت سرم بیشتر معطل شوند از صف آمدم بیرون.

کمی با خودم فکر کردم که حالا باید چیکار کنم.

اولین چیزی که به نظرم رسید این بود که زنگ بزنم پدرم که مشهد است و از او بخوام به شعبه ای که در آن حساب دارم رفته و قضیه را پیگیری کند.

به بابا زنگ زدم، شماره حساب و کد پیگیری رو هم که قبلا از تو اینترنت در آورده بودم بهش دادم. حالا بابای بیچاره که چندان هم از این چیزای اینترنتی سر در نمیاره رفته بانک و بهش گفتن که آقاجون ما اینجا هیچ کاری نمی تونیم بکنیم چراکه پول از حساب شما کسر شده و مسئولش هم مرکز شتابه! حالا شما برین شعبه ای که دانشگاه در آن حساب دارد مراجعه کنید.

بابا هم زنگ زد و همین ها رو به من گفت. منم یه راست رفتم شعبه ی بانک مرکزی گناباد که دانشگاه آزاد اسلامی در آن حساب دارد.

از آقای مسئول صندوق حساب های سیبا که سوال کردم ایشان دقیقا این طوری جواب دادن: «اگر مقدارش کمه بهتره بیخیال پولت بشی» و بعدش که من اسرار کردم که 200000 تومن پوله و منم سر گنج ننشستم بالاخره ایشان مرا به یک آقای دیگر معرفی کردند. (واقعا متاسفام که این مبالغ در نظر ایشان ناچیز جلوه می کند و بیشتر از آن برای سیستم بانکی متاسفم که مسئولین آن مردم را تشویق به بی خیال شدن از حق و حقوقشان می کنند)

آن بنده خدا گفت شما باید به شماره ی 0216414 زنگ بزنی تا راهنماییت کنن (این چیزی بود که باید اون رئیس بانک مشهد به بابام می گفت ولی ظاهرا یا نمی دونسته یا خواسته فعلا از شر من راحت بشه!)

منم زنگ زدم به همین شماره ی 0216414 که یک منشی گویا داره و هر بار که زنگ بزنی نیم ساعت توضیح می ده که تلفنتون باید تون باشه تا بتونین از این خدمات استفاده کنیم.

بعد ازت می پرسه می خوای چیکار کنی و تو باید شماره ی مورد نظرتو فشار بدی و … آخرش میگه اگه می خوای با مسئول مربوطه حرف بزنی مثلا باید 5 رو بزنی و اگر می خوای تقاضات رو ثبت کنی باید 1 رو بزنی.

من 5 رو زدم ولی گفت مسئول مربوطه در دسترس نیست (هنوز ساعت یک نشده بود و حالا مسئول مربوطه کجاست را خدا می داند!)

دوباره قطع کردن و دوباره مراحل رو طی کردن و اینبار شماره ی 1 را گفتم.

بگو چی شد!

اولین سوال منشی تلفنی تاریخی بود که وجه رو واریز کردم! حالا من فقط شماره پیگیری رو یادداشت کرده بودم.

دوباره قطع کردم، به داداشم زنگ زدم و گفتم برو اینترنت و از تو قسمت خدمات اینترنتی بانک ملی نام کاربری و رمزعبور من رو وارد کن (حالا بگذریم که چقدر طول کشید من رمز عبورم رو بهش بفهمونم آخه صدا اصلا خوب نمی رسید و از آخر مجبور شدم اس ام اس کنم) و گفتم هرچی در مورد تراکنش مربوطه تو اونجا هست برام بخونه و همرو یادداشت کردم.

سرتون رو به درد نیارم، دوباره زنگ زدم به شماره ی 0216414 و دوباره همان مراحل ولی اینبار تاریخ رو می دونستم و شماره کارتم هم دم دست بود (چون شماره ی روی کارت را می خواست) شماره پیگیری را نیز وارد کردم و شاید یک سری چیزای دیگه.

نتیجه این شد که منشی تلفنی گفت «در اولین فرصت با شما تماس گرفته خواهد شد»

حال اولین فرصت آقایان کی است باز هم باید از خدا پرسید.

فعلا که منتظرم باهام تماس بگیرن.

تا چند روز دیگه قضیه خیلی بحرانی میشه چون ممکنه سر همین موضوع تو دانشگاه واحد هایم را حذف کنند و هیچکی هم جواب گو نیست.

راستی تا یادم نرفته

هنوز هم که به سایت دانشگاه می روی باز هم با پیام خطایی که قبلا گفتم مواجه می شوی. [این خطا نهایتا در روز ۱۸ فروردین ماه 88 که چک کردم برطرف شده بود!]

و تقریبا همه ی دوستان من که پرداخت موفق داشتند از طریق حساب جام بانک ملت و سپس فکس کردن فیش مربوطه عمل کرده بودند. (منظورم اینه که بازم دمش گرم بانک ملت، ما که از بانک ملی خیری ندیدیم)

امروز 13/12/1387

دیدم دیگه صبر کردن جایز نیست. تماسی که قولشو داده بودن انجام نگرفت. دوباره زنگ زدم 0216414 و باز هم رفتم تو قسمت تراکنش ناتمام. همچنان مسئول مربوطه در دسترس نبود! (کجاست این آقای مسئول؟) قطع کن دوباره بگیر … فایده نداره. بار آخر که شماره رو گرفتم مستقیما تقاضای ارتباط با یک کارشناس رو دادم (گرفتن شماره ی 9) گفت باید حدودا 20 دقیقه صبر کنی دیدم (نفر مثلا 11هم) حسش نیست، قطع کردم 5 دقیقه دیگه باز میگه باید 15 دقیقه صبر کنی … تا اینکه بار آخر که زنگ زدم گفت باید 12 دقیقه صبر کنی و منم گفتم بهتره منتظر بمونم. خلاصه سه چهار دقیقه گذشت و نوبت به من رسید منشی تلفنی می گوید:

«کارشناس 717» و چندتا بوق آزاد می خورد ولی کسی گوشی را بر نمی دارد. بعد از چندین بوق دوباره سیستم مرا به صف برگرداند.

این بار کارشناس 715. خانم خوش برخوردی بودن ولی چه سود که باز به یک شماره ی دیگه ارجاعم دادند. ایشان تا شنیدند که من دانشجوی دانشگاه آزادم گفتن برای دانشگاه آزادی ها یک شماره ی بخصوص داریم:

021 88706532-6

زنگ زدم اینجا. این بار یک آقا گوشی را بر می دارد. بعد از گرفتن شماره کارت و تاریخ واریز وجه می پرسد شماره پیگیری شما چند است؟ می گویم 592321xx (دو رقم آخر را به دلایل امنیتی ذکر نمی کنم) ایشان با شنیدن این عدد با تعجب می پرسد هشت رقمی است؟ می گویم بلی. چک می کند و می گوید شما در این تاریخ تراکنشی نداشته اید! می گم شما دوباره چک کن. غیر ممکنه. بعد از چند دقیقه می گوید شما از طریق چه درگاهی پرداخت کرده اید؟

تازه دوزاری ما جا افتاد که بعله، چون ما از درگاه بانک ملت پرداخت کردیم اینا پاسخ گو نیستن. جریانو بهش گفتم و گفت: «شرمنده».

سریع لباس پوشیدم و رفتم به اولین بانک ملت. جریان را گفتم (خداوکیلی دو نفر صندوق دار مسئول حساب جام در این بانک بسیار خوش برخورد بودند و با اینکه من گمان می کردم ایشان با شنیدن اینکه حساب من ملی است جا بزنند اصلا اینطور نشد و حد اکثر تلاششان را کردند که مشکلم را حل کنند. به چند جایی زنگ زدند و از آخر هم به تهران و یک سری اطلاعات از من پرسیدند.

باز هم امروز و فردا …

گفتن روز شنبه با این شماره تماس بگیرید:

021 22738310

در آنجا برای شما پرونده ای باز شده و شماره ی آن هم چنین است:

29898

اگر تا آن موقع با شما تماس نگرفتند شما زنگ بزنید و پیگیری کنید.

حالا باید تا روز شنبه صبر کنم.

با این حال باز هم از این مسئول بانک ملت گناباد (خیابان سعدی) خیلی ممنونم. واقعا برخورد بزرگوارانه ای داشتند.

شنبه زنگ زدم و یک خانوم گوشی رو برداشتن. پس از دادن یک سری توضیحات (که یادم نیست) و کلی ما رو معطل کردن (ظاهرا با بانک مسئول در گفتگو بودند) گفتن که پول شما تا ظهر به حسابتون برمی گرده.

ما هم خوشحال شب رفتیم حسابو چک کردیم. اما پولی نبود!

فردا صبح که دوباره می خواستم زنگ بزنم قبلش رفتم دوباره موجودی حسابمو چک کردم، بالاخره پولو ریخته بودن.

بی معطلی پول رو برداشتم و اینبار با اطمینان پول را از طریق بانک و گرفتن رسید، به بانک بعدی واریز کردم! حالا دیگه خیالم راحته.

پایان یک هفته استرس! البته باید به این جور چیزها در مملکت ما عادت کرد اگر نه سر دوماه سکته می کنی می میری!