اميدوارم خطبههاي امروز شروع تحول در آینده باشد
(برای دریافت فایل های صوتی و تصویری این سخنرانی به انتهای مطلب مراجعه کنید)
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمدلله رب العالمین والصلواه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین . اعوذباله من الشیطان الرجیم ـ لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیهما عنتم حریص علیهم بالمومنین رئوف الرحیم .
اوصیکم عبادی الله بتقوی الله فانه من یتق الله یفکر عنه سیئاته یعظم له اجرا
امیدواریم که خداوند هیچیک از مسلمانان را از لطف و مرحمتش و روحیه تقوا و وظیفه شناسی محروم نفرماید و ملکه تقوا همیشه در وجودمان تقویت شود.
قبل از اینکه بحثهای خطبه نماز جمعه را آغاز کنم لازم می دانم که به نمازگزارانی که امروز در دانشگاه تهران و اطراف دانشگاه در خیابانها حضور دارند یک تذکر اساسی بدهم و آن اینکه مواظب باشید که جایگاه نمازجمعه و قداست نمازجمعه با اظهارات و شعارهایی که جنبه عمومی و اصولی ندارد آلوده نشود. این جایگاه تقدس سرمایه عظیم همه دوران تاریخ اسلام بوده و امروز در کشور ما جزو مهم ترین میدانهای حضور فضایل اسلامی و انسانی است و ما در آستانه سالگرد نمازجمعه هم هستیم و نمازجمعه امروز بی شباهت به نمازهای جمعه ای که در هفته های اول انقلاب شروع شد و آیت الله طالقانی اقامه نماز می کردند و جمع زیادی از همه سلیقه ها در آن نمازها شرکت می کردند چنین است و ان شاالله ما بتوانیم از این اجتماع امروز برای آینده بهتر کشورمان و حل مشکلاتمان و ایجاد وحدت و همدلی و همراهی و حرکت در جهت اهداف انقلاب اسلامی است که همان حرکت در جهت راهی است که پیغمبر اکرم (ص ) از طریق آسمان برای ما آورده اند حرکت بکنیم . ان شاالله با صبر و تحمل و هوشیاری این نتیجه به دست می آید.
من سه بخش اساسی در صحبتم دارم بخش اول در توضیحی اساسی بر معیارهای اسلامی و اصول اسلامی است که این روزها احساس می شود دشمنان اسلام درصددند حقانیت اسلام را و صلاحیت مدیریت اسلام را در زمان ما زیر سئوال ببرند که البته موفق نمی شوند اما ما وظیفه توضیح و تبیین داریم که این قسمت را در قالب مسئله بعثت عرض می کنم . چون ما در آستانه حلول سالگرد بعثت پیغمبر اکرم (ص ) هستیم و معمولا خطبه را در این شرایط ما درباره آن موضوعات اساسی عرض می کنیم ضمن اینکه ادامه بحثهای قرآنی هفته های گذشته مان هم هست . یادتان هست که من در خطبه های اول یکی دو سال اخیر درباره شکل گیری نظام بر اساس قرآن صحبت می کردم و رسیدیم در آن بحثها از عبادت شروع کردیم و از عبادت به نماز رسیدیم و از نماز عبور کردیم به مسجد رسیدیم دو خطبه هم درباره مسجد خواندم که ارتباطی با این خطبه امروز من هم دارد یعنی هم ادامه بحثهای دو سال اخیر است و هم متناسب با بعثت پیغمبر اکرم (ص ). سعی می کنم مختصر عرض کنم .

آیت الله هاشمی رفسنجانی پشت تریبون نماز جمعه
بحث دوم صحبتم انقلاب است که مردم برای آن جهاد کردند و امام راحل ما بنیانگذار و موسس بودند و این همه خونهای مقدس پای این شجره مبارک ریخته شده . من بخشی از اهداف و اصول انقلاب رابرای نسل امروز عرض می کنم که بدانند ما از اول با چه نیتی شروع کردیم و به کجا می رویم و بحث سوم را می پردازم به مسائل روزمان و شرایطی که الان در آن هستیم کمی این راتوضیح می دهم و ان شاالله راه کاری راه علاجی برای شرایطی که امروز در آن زندگی می کنیم عرض می کنم . البته اینها نظر خودم خواهد بود امیدوارم که بقیه مسئولین هم روی همین مسئله فکر بکنند و راهی پیدا بشود که ما با همان ابهت وحدت و همدلی که آغاز کریم و پیروز شدیم و تا اینجا رسیدیم آینده راهم بتوانیم برای نسل های بعدی هم ترسیم بکنیم و بپیمائیم . این اسکلت بحثهای دو خطبه من است . از بعثت شروع می کنم . آیه ای که اول صحبتم خواندم آخر سوره توبه است پیغمبر(ص ) را معرفی می کند و می فرماید : لقد جائکم رسول من انفسکم . یک فرستاده ای از سوی خدا آمد که از خودتان است یعنی از جنس بشر است و توده خود مردم است . دو سه صفت پیغمبر(ص ) را رویش تکیه می کند. عزیز علیهما انتم از خودتان است . دوم این است که اینقدر به شما مهربان است که هر چه که بر شما مشکل است او هم برایش مشکل است و سخت است . یعنی مثل خود ما و خود شما در جریان زندگی شما در غم و شادی شما شریک است . عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم دنبال منافع و سعادت شماست . بالمومنون رئوف رحیم . و قلبی دارد مملو از رافت و رحمت برای نیروهای اسلامی که در خطه تاریخ اسلام قرار می گیرند. این پیامبر است . من می خواهم عرض کنم شما یادتان است که من بحثم در آن خطبه ها این بود که نظام چگونه شکل گرفت . یکی از معجزات بزرگ پیغمبر(ص ) در آن زمان این بود که موفق شد در آن دوران عجیب در یک منطقه کاملا جاهلی که یک مکتب خانه هم نبود و تعداد باسوادهایی که بنویسند و بخوانند به اندازه تعداد انگشتان دست و پا بود تاسیس یک مکتبی را در آن جامعه داشته باشد که این مکتب بعد از ۱۴۰۰ سال هم امروز قوی ترین مکتب انسانی دنیا است و برای آینده تا قیامت هم باید همه دنیا را اداره کند و این کار از یک انسان معمولی ظاهری درس نخوانده تحصیل نکرده و بدون سابقه حکومتداری و بدون حرفه ای که دیگران در این راه داشتند با راهنمایی خدا که از طریق جبرئیل امین انجام می شد و با امانتی که در شخص خود پیغمبر(ص ) بود که آن روز قبل از آمدن اسلام به نام امین در مکه شناخته می شد این شرایط را حضرت رسول اکرم (ص ) داشتند و با این شرایط توانستند این کار عظیم راشکل بدهند . جریان هم خیلی معلوم است در خطبه های قبل گفتم در ۱۳ سالگی که در مکه بودند بیشتر به سازندگی کادر خودشان و نیروهای اصلی شان و دست اولشان پرداختند چون آن جا اصلا زمینه کار حکومتی و اجتماعی وسیع نبود و اصول دینشان را و افکار الهی را و آنچه که لازم بود به این مردم تحویل دادند و بعد از آن در دو سال آخر راهشان به خارج از مکه باز شد و شهرت افکار پیغمبر(ص ) به مدینه رسید. مدینه هم شهر کوچکی بود ولی گرفتار اختلاف و تفرقه در جنگ داخلی بود. قبایل با هم می جنگیدند آنجا یهود نیرومند بودند اقتصاد و فرهنگ مدینه دست آنها بود. نصاری جریان بی زحمتی بود. مشرکین هم بودند. مردم بومی هم امیون به آنها می گفتند. اینها هم در جنگ داخلی اوس و خزرج و چندین قبایل دیگر زندگی بسیار تلخی داشتند اینها از دور با افکار پیامبر آشنا شدند. در ایام حج در منا نمایندگانشان با پیامبر(ص ) آشنا شدند با ایشان مباحثه کردند روشن شدند مسلمان شدند با پیغمبر(ص ) بیعت کردند و نماینده ای از پیغمبر(ص ) گرفتند دین را معرفی کند بردند و سال سیزدهم ۷۰ نفر از همه قبائل آمدند برای بیعت با پیغمبر(ص ) . آن بیعت افکار حکومتی پیغمبر(ص ) را مطالبات پیغمبر با مردم را مطالبات مردم از پیغمبر(ص ) را در آن انسان می بیند. به هر حال نتیجه این شد که در مدینه زمینه ای مهیا شد و پیغمبر(ص ) با آن شکلی که مطلع هستید بعد از لیله المبیت فرار کردند و به مدینه رفتند و در قبا متوقف شدند و در انتظار آمدن علی ابن ابیطالب بودند و آنها خودشان را به پیامبر(ص ) رساندند. مردم مدینه معمولا منتظر بودند هر روز در دروازه جنوبی مدینه می ایستادند منتظر بودند پیامبر(ص ) به آنها برسد پیامبر هم چشمشان به راه بود تا علی ابن ابیطالب (ع ) برسد. در همین چند روزی که در قبا بودند اینجا مربوط می شود به بحث گذشته من اولین کارشان این بود که پایگاه اساسی خودشان را مسجد قبا را ساختند و با آمدن علی (ع ) و دوستان نزدیک دیگر حرکت به مدینه کردند. به محض ورود به مدینه اولین کارشان این بود که باز پایگاهی بسازند که با مردم سر و کار داشته باشد و مسجد را در مدت کوتاهی اولا زمین حلالی پیدا کردند و با مشارکت مردم که مصالح می آوردند در مدت کوتاهی ساختند. خود پیغمبر(ص ) مثل مردم دیگر در آوردن مصالح کار می کرد خانمها شب مصالح می آوردند آقایان روز مسجد می ساختند البته مسجد به شکلی که ما حالا در ذهنمان هست نبود دیواری نسبتا کوتاه و سقفی با چوب و حصیر و زمینی با سنگ ریزه ها مفروش و در کنار آن هم چند حجره ساختند که پیغمبر و یاران نزدیکشان آنجا زندگی می کردند. آنجا پایگاه حکومتی پیغمبر(ص ) بود و از این به بعد گروه گروه مردم مدینه می آمدند با پیغمبر(ص ) بیت می کردند شرط خودشان را می گفتند پیغمبر(ص ) هم مطالبات خودشان را می گفتند و در چنین شرایطی توانستند آن افکار اصیل اسلام را برای مردم توضیح بدهند نتیجه این شد زمینه حرکت حکومتی پیغم
ر(ص ) همان سال اول در مدینه شکل گرفت آنچه که رویش می شود تکیه کنیم از افکار اسلامی دو چیز است یکی خدا و دیگری مردم و واسطه مردم و خدا هم یک انسانی از جنس مردم که با مردم پیام را بیاورد.
شما قرآن را که نگاه بکنید کلمه « الله » را در حدود ۳۰۰۰ مورد می بینید به کار رفته و کلمه انسان و ناس در حدود ۴۰۰ ۵۰۰ مورد و مشتقاتش به کار رفته اساس این است . یعنی پیامبر(ص ) سروکارشان نه با زور بود و نه با قدرت . با مردم بود.
با مردم وفادار کشورشان را اداره کردند دشمنانشان را سر جای خودشان نشاندند و کار مهم ترشان ایجاد الفت و وحدت بود. پیغمبر(ص ) اولین مسئله شان این شد که مدینه را متحد کند. با قبائل مدینه پیمان بست که آن پیمان خواندنی است . ان شاالله آنها که اهل تحقیق هستند این پیمانها را بخوانند. ببینید چی گنجانده شده . بعد به ادیان دیگر پرداخت . یهود آمدند. نصرانی ها آمدند مشرکین آمدند و اگر ادیان دیگری مثل صائبین و مجوس هم بودند با آنها هم پیمان بستند یک وحدت مثال زدنی در مدینه به وجود آمد. کار عمیق تری که کردند این بود که مسئله اخوت اسلامی رامطرح کردند پیمان برادری بین مسلمانها بین مهاجر و انصار بین افراد قبائل احکام سختی هم این پیمان دارد. پیمان برادری پیمان با احزاب پیمان با فرق و ادیان دیگر تبدیل کرد مدینه را به یک شهر متحد و نیرومند که در ظرف چند سال ۷ ۸ سال طول کشید که این مردم توانستند از یک شهرک کوچک تنه بزنند به امپراطوری های بزرگ دنیا. آن طرفشان امپراطوری روم بود و این طرفشان ایران بود و آن طرف تر حبشه بود دورتر هم چین و هند و جاهایی بود. اروپا در آن زمان در قرون وسطی و وحشی گری زندگی می کرد. سابقه نوع حکومتی که پیغمبر(ص ) آورد اصلا وجود نداشت . قدرتها بودند اما براساس زور و با تبعیض و فساد و تحمیل خواسته های خودشان مردم را مطیع خودشان کرده بودند. اما پیغمبر و اسلام این راه را بست مبنای سازمانی انسانی جامعه پیغمبر جامعه مدینه این بود که تربیت مومن عالم متخلق به اخلاق الهی است و این سرمایه اصلی بود . از لحظه ای که در آسمان باز شد بعد از ۵۰۰ سال که بسته بود برروی بشر جبرئیل آمد در حرا و اولین کلمات خدا را بر قلب پیامبر نشاند معیارها برای پیامبر و کسانی که بعد از او بودند روشن بود. سوره علق را بخوانید اقرا باسم ربک الذی خلق ـ خلق الانسان من علق ـ اقرا و ربک الاکرم ـ الذی علم بالقلم ـ علم الانسان مالم یعلم ـ کلا ان انسان لیطغی ـ ان راه استغنی ـ در همین ۲ ۳ سطر افق حکومت آینده پیغمبر(ص ) روشن شد. انسانی که به اینها توجه کند و خدای خالق که اینقدر خالق و عالم است که از یک لخته خون بسته انسانی را تولید می کند که این انسان عالم کبیر است و عالم صغیر در زمین شبیه همه جهان . این آفرینش خداست . رب کریمی که به انسان قدرت فهم و نوشتن را داد.
الذی علم بالقلم ـ در جزیره العرب ارزش قلم چیزی نبود که کسی توجه کند. شروع کار این است که من دنبال انسانهای باسواد و تحصیل کرده و دانشمند هستم . بعد قدرت بزرگی که به دانش از همین کلمات بر می آید. دنبالش هم یک اخطاری می کند که همین انسانها اگر احساس بی نیازی بکنند و غرور آنها را بگیرد اینها اهل طغیان هستند.

اخطار می کند که شما در مقابل خودتان داوری دارید مثل خدا. ان الی ربک الرجعی .
هم در زمین وهم در آخرت . این داور با سنتی که دارد در بین شما به داوری عادلانه می پردازد و در قیامت هیچ چیز را از قلم نمی اندازد. مبادا متکبر بشوید مبادا غرور شما را بگیرد. مبادا بندگان خدا را ضعیف حساب بکنید. چون خدا داور است . خدا عمل می کند. هم به صورت سنتی و هم به صورت داوری خاص این از اولش . آیات دیگر آنچنان مسئله سواد و تحصیل و پیشرفت و توسعه را به رخ انسانها می کشد برمی گردد به داستان خلقت آدم آن روزی که خداوند خواست آدم را بیافریند و به ملائکه اطلاع داد مخلوق جدیدی می سازم ملائکه وقتی نگاه کردند به افقی که در اختیارشان بود دیدند در این آدم جنگ است خونریزی است . تعجب کردند و گفتند : شما که مخلوقی مثل ما دارید تقدیس می کنیم فساد نداریم چرا چنین مخلوقی را می سازید جوابی که خداوند به اینها می دهد می گوید : به خاطر علمشان و اثبات می کند که آدم از شماها عالم تر است و ملائکه قانع می شوند. ببینید. ابتدای خلقت ابتدای وحی پیغمبر(ص ) صحبت دانش و علم است . انسانی که با این روحیه باید جلو برود. جامعه اسلامی این را نشان می دهد. وقتی می خواهد قسم بخورد گاهی به آسمان گاهی به ماه گاهی به دریاها و منجمله به قلم سوگند می خورد. در جزیره العرب قلم چه ارزشی داشت که در مقابل این مقدسات عظیم خداوند به قلم قسم بخورد نون والقلم و مایسطرون … به نوشته های و سطرهای نوشته انسانها سوگند. وقتی به صراحت می گوید لایستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون . انسانهای عالم و جاهل را نمی شود دریک ردیف دید. فضیلت علم بالاتر است . از این چیزها خیلی فراوان است که پیغمبر(ص ) دنبال چه جامعه ای بود. پیغمبر(ص ) مواظب بود هیچ حقی از هیچ انسانی در قلمرو حکومتش و بین خود افراد ضایع نشود این قدر مطلب داریم در اینجا که چند کتاب است و الحمدلله فراوان است و شما می توانید بخوانید. و آخرین حرکتی که خود پیغمبر(ص ) در روزهای آخر عمرشان کردند برای ما مثل خیلی خوبی است . شاید چند ساعت از عمر پیامبر(ص ) مانده بود که به کمک دیگران به زحمت از حجره به مسجد آمدند و ایستادند یا نشستند روی پله منبر و به مردم فرمودند من آمدم از شما خداحافظی بکنم و به شما می گویم اگر وعده ای به شما دادم و عمل نکردم الان بگویید. این خلف وعده من را نگذارید به آخرت بیفتد. اگر به کسی ستم کردم کسی از من طلبی دارد مطرح کنید که من طلب را بپردازم قیامت سخت است . من نمی خواهم مطالباتم به آخرت بیفتد.
این شخصیت این چنین بنیانی گذاشت ما امروز یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون انسان را عاشق این دین می بینیم و هر روز هم رو به توسعه است .
در دو آیه و در دو سوره خداوند بر وحدت تکیه کرده است . در سوره آل عمران : واعتصموا به حبل الله جمیعا ولاتفرقوالله و ذکر وانعمت الله علیکم … به ریسمان الهی که همین دین است متوسل شوید بر محور قرآن متحد شوید و متفرق نشوید و یادتان باشد که چقدر با هم متفرق بودید می جگیدید همدیگر را طرد می کردید می کشتید اسیر می گرفتید خداوند به نعمت خودش دلهای شما را به هم نزدیک کرد. اگر این نعمت را مراعات نکنید شما لب پرتگاه جهنم بودید. خداوند شما را نجات داد. مبادا کفران کنید. در سوره انفال که باز فضای جنگی حاکم است می فرماید از نعمت های خدا این است که الف بین قلوبهم . خداوند بین مسلمانها الفت ایجاد کرد. بعد به پیامبر می فرماید : لوانفظت فی الارض جمیعا ما الفت به … اگر سرمایه زمین را جمع می کردی و می خواستی مردم را متحد کنی نمی توانستی این کار خدا بود که دل اینها را به هم نزدیک کرد. با معیارهای دینی شما را متحد کرد.
پیامبر(ص ) جامعه متحدی ساخت در سایه اتحاد. آن پیروزیهای عظیم را کشف کرد ولی روزهای آخر عمرشان پیامبر(ص ) احساس کردند که دارد این سرمایه ها از دست می رود. احساس کردند که امتشان دارند دچار تفرقه می شوند و دارند به هم به صورت رقیب و دشمن نگاه می کنند. حتما می دانید بعد از اینکه حادثه غدیر بود و وصی خودشان را معرفی کردند. آنقدر پیغمبر ناراحت بودند که نزدیکی آخر عمرشان یک بار رفتند بقیع به اسم اینکه برای مردگان بقیع مغفرت از خدا بخواهند. آنجا که رفتند اول سلام کردند و خطاب کردند به اصحابی که آنجا خوابیده بودند فرمودند گوارا باشد بر شما که آرامش دارید شما نیستید که ابرهای فتنه را ببینید برادرانتان و خواهرانتان را از هم جدا می کنند. اشک از چشمانشان جاری شد و بعد به بازوی علی ابن ابیطالب (ع ) که همراهشان بود تکیه دادند بر گشتند و در راه گفتند که من احساس می کنم عمرم تمام شده و نگران این امت هستم . این الگوی همه بشریت است . این عملش بهترین نمونه امت سازی و حکومت سازی و اداره ملت است . توانست از یک شهر کوچک دور افتاده یثرب این قدرت را بسازد در ظرف مدت کوتاهی . همین پیغمبری که در جنگ احزاب گرفتار بود و همه احزاب علیه او بودند و خنذق می کند با مشورت حضرت سلمان وقتی خودشان با تبر به سنگها می زدند که خندق بسازند و برقی جهید فرمودند من در این برق کاخ کسری را دیدم کاخ روم را دیدم . پیامبر با آن استحکام صحبت می کرد ولی وقتی که بوی تفرقه را دید و دید که آنها افتاده اند به جان هم آمد به مرده ها بشارت داد که آنها وضعشان خوب است و گوارا باشد برای شما وضع ما دارد بد می شود و می دانید که اتفاقاتی افتاد و چه شد. این پیغمبر(ص ) با این عظمت در مدت کمتر از ۱۰ سال این بنیان عظیم را ساخت و ما براساس این بنیان انقلابمان را شروع کردیم ما متناسب با روز همان کاری که پیغمبر(ص ) می کردند و توجهی که داشتند آوردیم در اصولمان و قانون اساسی مان و راهی که انتخاب کرده بودیم . من امروز در خطبه دوم خواهم گفت که ما وظیفه داریم سرمایه عظیمی که در کنار این درخت تنومند خون صدها هزار انسان بزرگوار ریخته آبیاری کرده و صدها هزار جانباز دارند رنج می برند و دهها هزار انسان عمرشان را در زندانها می گذراندند این یک سرمایه ارزان و آسانی نبوده که دست ما رسیده و ما حقیقتا باید فکر کنیم . اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ـ ان الانسان لفی خسر ـ الالذین آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
خطبه دوم
آیت الله هاشمی رفسنجانی خطیب جمعه تهران در خطبه دوم نماز با اشاره به سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام طی سخنانی اظهار داشت : کاظم یعنی کسی که غم و اندوه خودش رامی خورد و کظم غیض می کند و صابر کسی است که دائما در مقابل مصیبت صبر می کند و استقامت نشان می دهد و اینها از القاب مشخص امام هفتم است که داشته اند. چند خلیفه به ایشان ستم کردند اما بالاخره هارون الرشید ایشان را تبعید کردند به بصره و بعد به بغداد و سالها در متموره ها یعنی زیر زمین های تاریک و نمور و گرم در بغداد ایشان را در اسارت گرفتند و با غل و زنجیر حضرت را و تنهایی به پای ایشان زنجیر می بستند ولی حضرت موسی بن جعفر اظهار خوشحالی می کردند و می گفتند که همه عمرم از خداخواسته بودم که فراغت عبادت بمن بدهد و این وعده ای که خدا بما داده بود دعای ما مستجاب شد و امروز می توانیم همه وقتمان را صرف عبادت کنیم و بالاخره در همین شرایط این بزرگوار به شهادت رسیدند که خداوند انشاالله به همه ظالمین و جنایاتی که می کنند در دنیا و آخرت عقابش را نازل کند و به همه مظلومین و آنهائی که در راه حق به ظلم مبتلا می شوند خداوند صبر و اجر عنایت نماید.
اما تسلیت عرض می کنیم به همه انسانهای شیفته حق و به شما عزیزان پیروان این بزرگواران معصوم و مظلوم .
مساله دیگر ما بطور مختصر مساله کشتار مسلمانان در چین است که روزهای تلخی می گذرد بر مسلمانان چین و من در اینجا به دولت چین عرض می کنم دولت چین انتظار از او می رود که بتواند در مقابل مظالمی که به این مردم وارد می شود صبر کند. (شعار مرگ بر چین نمازگزاران ) در این لحظه آقای هاشمی رفسنجانی خطاب به نمازگزاران گفت که آقایان من خواهش کردم به عنوان خطیب شما و جمعه شما شعار ندهید و من در خطبه های خود بخاطر شرایطی که می دانید در اینجا و اطراف خیابانها و کل این منطقه است خواهش می کنم شعار ندهید و بگذارید من که دارم می گویم مساله چین را. ما از دولت چین که آنرا یک دولت عاقلی می دانیم و در جهت توسعه کشورش دارد کار می کند ما نصیحت می کنیم و برادرانه نصیحت می کنیم و این به نفع آنها نیست . اینها می دانند یک میلیارد و ششصد میلیون مسلمان در دنیا هست و نزدیک ۶۰ کشور مستقل وجود دارد که در همه دنیا مسلمانان حالا هویت و شخصیت دارند و همه اینها دلشان مرتبط با مسلمانانی که امروز در چین مورد ستم قرار می گیرند چین ملاحظه کند منافع خودش را ارتباط خودش را با دنیای اسلام با دولتهای مسلمان در نظر بگیرد و انشاالله ما از این به بعد شاهد چنین ظلمی در چین و جاهای دیگر نسبت به مسلمانان نباشیم . مسائل عراق و فلسطین و افغانستان و پاکستان هم متاسفانه مثل هفته ها و ماههای گذشته است که آنجا خونریزی و فساد و درگیری است که انشاالله روزی اصلاح شود.
اما مساله خود ما و بحثهایی که درباره خودمان بخواهیم بکنیم که گفتم این قسمت دوم یا سوم حرفهای من است . خب الحمدلله در انتخاباتی که انجام شد و تمام شد ما خیلی خوب شروع کردیم رقابت خوبی شکل گرفت مقدمات خوب انجام شد. یک رقابتی بود که چهار نفری که از نظر شورای نگهبان صالح تشخیص داده شده بودند آمدند رقابت کردند رقابت راهم خوب انجام می دادند و مردم امیدوار شدند و آزادی کامل در انتخابات و حضور بی سابقه ای واقعا از خودشان نشان دادند و در این شرایط که همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور ما بود که این افتخار را ما باید بمردم بدهیم یعنی این حق مردم است و مردم بودند که خوب آمدند و رکورد حضوری پای صندوقها را مردم شکستند و باید همه ما از این مردم متشکر باشیم که در این زمانی که هیچ کشوری به این اندازه نصاب حضور مردم را ندارد آزادانه آمدند و در انتخابات شرکت کردند و این بسیار ارزشمند بود. ایکاش همان شرایط تا امروز ادامه می یافت و امروز ما سربلندترین شرایط را و نتیجه انتخابات هم هر چه می خواست باشد. و در دنیا می توانستیم داشته باشیم ولی آنطوریکه می خواستیم نشد که حالا من عرض می کنم اساس مساله اینست که من گفتم ما چه می خواستیم گفتم که قسمت دوم اینست که بگویم انقلاب چه می خواهد شما این حرف هایی که از من می شنوید از کسی دارید می شنوید که از پیش و لحظه شروع مبارزات که امام راحلمان آغاز کردند لحظه لحظه همراه انقلاب بوده و صحبت از ۶۰ سال پیش است و تا امروز. ما می دانیم که امام چه می خواستند و می دانیم که اساس تفکر امام چه بود. امام حتی در مبارزاتشان وقتی پیشنهادی می آمد که مثلا از اسلحه استفاده بشود از ترور استفاده شود و یا با فلان حزب همکاری کنیم امام می فرمودند آنچه که من می خواهم مردمند. شما هر چه می توانید کار کنید تا دل مردم را با مبارزات آشنا کنید و به ما طلبه ها می فرمودند که شماها رسالتتان اینستکه بروید منبر و مسجد و حسینیه ها و روستاها بروید و توضیح بدهید که ماها چه می خواهیم . مردم اگر همراه ما باشند ما همه چیز داریم . مخالفتی نمی کردند که گروهها احزاب هم مبارزه کنند ولی آنی که انقلاب اسلامی بود همان راه پیغمبر بود که اول مردم را با میل خودشان و اختیار خودشان و اعتقاد خودشان پای کار بیاورند . این هنر بزرگ امام بود که موفق هم شدند . کمتر از ۲۰ سال طول کشید که مردم آنچنان آگاه شدند خب هزینه ای هم پرداختیم شهید دادیم زندانی دادیم تبعید امام را داشتیم و خیلی چیز داشتیم ولی سودمان خیلی بیشتر بود. مردم آنچنان آگاه شدند که شما و آنهائی که سنشان اقتضا می کند می دانند که یکی دو سال آخر مردم چطور به خیابانها آمدند و همین خیابانهای پر از نیروهای حامی امام و معتقد و همراه امام کمر دولت بسیار مغرور و متکبر رژیم پهلوی را که آنموقع از ارتجاع و شرق و غرب کمک می گرفت و بخاطر گران شدن نفت هم انبار پولش پر بود و هر کاری که می خواست می توانست بکند ولی این مردم آمدند و آنچنان ابهت مردم آنها را گرفت که ول کردند و رفتند و اینطور پیروز شدیم .
بعد از انقلاب هم ما با امام تقریبا روزانه کار می کردیم . امام مبنای فقهیشان و همه چیزشان این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی شود. اگر مردم راضی نباشند این حکومت انجام نمی شود و یک روایتی من از زمان امام شنیدم . آنموقع نپرسیدم که سندش کجاست . بعدا خودم رفتم و سندش را پیداکردم . روایت جالبی است که مبنای استدلال امام بود البته خیلی بیش از اینهاست ایشان هم منابع فقهی و قرآنی فراوان دارند و این روایت هم خیلی صریح است و نقشی که امام بمردم می دادند و من آن روایت را یادداشت کردم و از کتاب کشف المحجم سید ابن طاووس که یکی از علمای بسیار با ارزش قرن هفتم ماست و شخصیت بسیار عظیمی است خواهش می کنم به این روایت توجه کنید. این مبنای تفکر نه اینکه این فقط … این صریح ترین روایت است که خود حضرت علی بن ابیطالب می فرماید یک روز پیغمبر در همان روزهایی که عرض کردم پیغمبر مهموم و نگران آینده بود در سال آخر عمرش آنرا به علی بن ابیطالب گفته . یا بن ابیطالب لک ولا امتی . این بعد از غدیر است یعنی تو ولی این امت هستی و ولایت مال توست چیزیکه خدا به تو داده است . بعد می فرماید : فان ولوک فی عافیه و اجمعواعلیک بالرضا فقم بامرهم . اگر دیدی این مردم راضی بودند و آمدند تو را قبول کردند به تو این سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبی است تام نمی شود. یعنی به اندازه کافی و لااقل اکثریت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذیر و متولی امر شو و کارشان را اصلاح کن و ادامه بدهید و قسمت بعدی می گوید و ان اختلفواعلیک اگر دیدی اختلاف کردند و نیامدند آن مقداری که باید بیایند با تو وان اختلفواعلیک فدعهم ولشان کن بما فیه بگذارند کاری که می خواهند بکنند بکنند خودشان می دانند. وان الله سیجعل لک مخرجا. و خداوند برای تو راهی پیدا می کند که به اهدافت برسی . این روایت از روایات معتبر است .

ناقل آنهم و سند معتبری راهم ارائه می کند سید بن طاووس نه اینکه ما فقط این روایت را داریم بلکه خیلی داریم . کتاب داریم کتابها داریم و من فقط یک روایت صریحی را خواندم . مبنا این بوده مبنای حکومت پیغمبر این بوده که ما در جمهوری اسلامی بناشد اینکار را بکنیم . بنا شد با این مردم باشیم و این مردم هم خیلی خوب آمدند و بر اساس همین تفکر امام روزی که امام مهندس بازرگان را به عنوان رئیس دولت موقت معرفی کردند ما هنوز دولت را تحویل نگرفته بودیم و هنوز بختیار اینجا بود و آن دولت داشت و امام آنقدر عجله داشتند که کارها را بمردم بدهیم و در حکمی که به مهندس بازرگان دادند و من آنرا خواندم شما ببینید همان روز ایشان می گوید اولویت شما اینستکه اولا دوره شورای انقلاب راکوتاه کنید یعنی زودتر مجلس را تشکیل دهید و قانون اساسی را بنویسید.
که از آن به بعد مردم با قانون اساسی جدید زندگی کنند و وقتی که قانون اساسی را تهیه می کردیم قبل از اینکه به مجلس خبرگان بدهیم امام روی آن نظر دادند و آن اصولی که مربوط به مردم می شد ایشان تقویت کردند. شوراها را دیگران مطرح کرده بودند اما امام آنها را تقویت کردند و کار را به مردم دادند . بعدا ما وقتی کشورهای دیگر را می دیدیم آنها می گفتند ما تعجب می کنیم الجزایر می گفت ما ۲۰ سال بعد از انقلابمان قانون اساسی را نوشتیم و شما چطور به این زودی و نسنجیده می روید اینکارها را انجام می دهید و ما می گفتیم چون با قدرت مردم پیروز شدیم و می دانیم این مردم از انقلابشان و از دینشان حمایت می کنند نگرانی نداریم و درست هم بود. شماها می دانید که از لحاظ قانون اساسی همه چیز کشور ما به رای مردم است . از رهبری بگیرید که باید مردم خبرگان را انتخاب کنند یعنی مخلوق رای مردم . رئیس جمهور را مردم باید مستقیم انتخاب کنند مجلس را باید مردم مستقیم انتخاب کنند و مردم باید اعضای شوراها را مستقیم انتخاب کنند و افرادی که بعد از اینها سمت می گیرند به اتکا رای مردم است . یعنی این مردم هستند و این حکومت دینی است این جمهوری اسلامی یک لفظ تشریفاتی نیست . هم « جمهوری » است و هم « اسلامی » است . (تکبیر نمازگزاران )
جمهوری اسلامی یک لفظ نیست بلکه یک واقعیتی است که از عقاید ما از قرآن ما از روایات ما و از ائمه ما و از پیغمبر ما بما رسیده و ما به آن اعتقاد داریم و این دو تا باید با هم باشد. مطمئن باشید که اگر یکی از این دو تا آسیب ببیند ما دیگر آن انقلاب را نداریم اگر « اسلامی » نباشد اصلا داریم به بیابان و بیراهه می رویم و اگر « جمهوری » نباشد اصلا قابل تحقق نیست . آنجائیکه مردم نباشند رای مردم نباشد آن حکومت اسلامی نیست و به همان دلیل که عرض کردم و به همان دلیل که علی بن ابیطالب ۱۹ سال خانه نشین بود و وقتی که دوباره مردم آمدند و به قول علی بن ابیطالب مثل یال اسب و موهای یال اسب در خانه اش تراکم جمعیت بود آنموقع علی بن ابیطالب پذیرفت و می پذیرد با آن مشکلاتش و راه ما این بوده و ما باید به اینجا برسیم و روز به روز هم باید آنرا تقویت کنیم و این انتخاباتی که انجام دادیم اگر مشکلاتی در آن پیش نمی آمد ما در سی سالگی انقلاب بهترین گام بزرگمان را در جهت تحقق اسلامی بر می داشتیم . من الان نمی خواهم بگویم برنداشتیم می خواهم بگویم چرا اینطور شد آنچه که من می فهمم و راه حل از توی آن می خواهم در آورم اینستکه اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید. (تکبیر نمازگزاران ) ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم . (آقای هاشمی در این لحظه گفت که آقایان اجازه بدهید من که بهتر از شما دارم می گویم و شما با شعار تائیدتان کافی است )
این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما البته دو جریان هستند یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان رامی کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم . امروز الان تلخ است یعنی شرایطی که بعد از اعلام نتایج انتخابات (ریاست جمهوری ) پیش آمد دوران تلخی است و من فکر نمی کنم هیچکس از همه جریانات همه دلشان نمی خواست اینطوری شود و الان همه ضرر کردیم که چرا اینطور باید بشود. ما امروز بیشتر از همیشه نیاز به وحدت داریم کشورمان باید متحد در مقابل اینهمه خطری که ما را تهدید می کند و امروز باج خواهی آنها بیشتر شده و دارند جلو می آیند که این زحمت طولانی ما را در بدست آوردن هایتک ها و بخصوص هسته ای و امثالهم را از دست ما بگیرند که البته خداوند به اینها مهلت نمی دهد ولی آنها به هوس افتاده اند و من فکر می کنم برادران من خواهران من و همه جریانها بنده را شما اولا می شناسید من هیچوقت از این تریبون . نخواسته ام جناحی استفاده کنم و همیشه فراجناحی حرف زده ام و من نظر به هیچ طرف الان ندارم ولی نظرم اینست که همه ماها باید فکر کنیم و راهی پیداکنیم که متحد هم کشورمان را به پیش ببریم و هم از این آثار بد و خطرناکی که در کینه هایی که دارد بروز می کند از این نجات پیداکنیم و هم دشمنانمان را مایوس کنیم که چشم طمع بما نبندند. چکار باید بکنیم تا این اتفاق بیافتد.
چند تا پیشنهاد به ذهن من می رسد که البته این پیشنهادها را با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که به فکرشان من اعتماد دارم مطرح کردم و به این جا رسیدیم و من اینها را عرض می کنم به عنوان راه حل شاید هم دیگران هم بپذیرند و عمل کنند و انشاالله که با اخلاص مساله مهم ما اینستکه آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد و اینکه چگونه برگردانیم را حالا عرض می کنم .
یک : ما باید همه چه نظام حکومت دولت مجلس نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و مردم یعنی معترضان همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم . ما اگر از قانون تجاوز کنیم دیگر هیچ مرزی ندارد. و باید با قانون مسائلمان را حل کنیم و همه قانع باشیم . حالا هرچه شد با این قانون حالا اگر کسانی از بعضی قوانین دل خوشی ندارند باید بعدا سعی کنند که قوانین اصلاح شود و هر وقت که لازم است این اشکالاتی که دیده شده یکروزی حل می شود ولی بیائیم چارچوب را قانون قرار دهیم و همه آنرا بپذیرند.
دوم : اینکه بگونه ای عمل کنیم که آن اعتماد را البته یک روز و یک شب نمی شود و یک جریان نسبتا طولانی است و باید انجام بدهیم باید یک فضایی بوجود بیاوریم که همه اطراف بتوانند آنجا حرفشان را بزنند و هر طرف منطقی و بدون دعوا و بدون مشاجره و منطق حاکم باشد البته عمده اینکار مال صدا و سیماست که باید انجام بدهد که مستمعین زیادتری دارد و سایر رسانه ها هم باید اینکار را بکنند و بحثها باید منطقی باشد برادرانه خواهرانه بنشینند با هم حرف بزنند و دلیلش را بگوید و آنهم دلیلش را بگوید و بالاخره مردم در این بین خودشان می فهمند و آخرش هم می توان از مردم پرسید و طوری باشد که ما این اعتماد را برگردانیم متاسفانه از این فرصتی که رهبری انقلاب دادند به شورای نگهبان پنج روز وقت اضافه دادند و گفتند که بروید عقلا را و موجهین را بیاورید بررسی کنند و اعتماد مردم را جلب کنیم استفاده خوبی نشد و من هم الان نمی خواهم بگویم تقصیر کی بود که نشد ولی نشد (تکبیر نمازگزاران )
ما حالا از آن مرحله گذشته ایم و الان مرحله دیگری است و من فکر می کنم برای آینده و برای اتحاد ما و برای جلوگیری از خطر نظام و برای حفظ این ارزشهایی که انقلاب خلق کرد برای این بنای باشکوهی که امام راحل و خون شهدا و مجاهدات مردمی که در این راه تلاش کردند و رزمندگان ما برای ما مانده برای نسل سوم و چهارم و بعد بماند در این مقطع ما می توانیم این حرکات را انجام دهیم و اگر این دو کار را بپذیریم که قانونی باشد و راه برای مناظره و مذاکره و مباحثه و استدلال باز باشد شاید در مدت کوتاهی به قناعت برسیم . در این فاصله باید یک کارهای دیگری بکنیم . لازم نیست در این شرایط ما افرادی را که به این نامی که الان هست در زندان داشته باشیم . اجازه بدهیم اینها به آغوش خانواده هایشان بازگردند. (تکبیر نمازگزاران )
نگذاریم بخاطر زندانی بودن یک عده دشمنان ما ما را سرزنش کنند شماتت کنند به ما بخندند برای ما نقشه بکشند و ما اینقدر باید خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشیم که همدیگر را تحمل کنیم و مساله بعدی ما اینست که آسیب دیدگان این حوادثی که اتفاق افتاد باید همدردی و دلجوئی بشود آنهائی که عزا دارند هم به آنها تسلیت بدهیم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزدیک کنیم و اینکار شدنی است . کسانیکه وفادار به انقلاب باشند و ببینند که نظام به سراغشان می رود آنها زود می توانند با دل و جانشان با ما همراهی کنند و اینکار را باید انجام دهیم و از آنان دلجوئی کنیم و با سعه صدر اینجا دیگر لازم نیست که ما عجله داشته باشیم لازم نیست در اینجا خودمان را گرفتار کنیم . بگذاریم رسانه هایمان بالاخره این رسانه ها با معیارهای قانونی اجازه گرفته اند محدودشان نکنیم و در حد قانون زیرا ملاک و چارچوب قانون است که نه رسانه ها انتظار داشته باشند بیشتر از اجازه قانونی عمل کنند و نه نظام از آنها توقع کند که حق قانونی آنها را ندیده بگیرند و همه با هم بگذاریم یک فضای آرام آزاد انتقادی یا تائیدی هر دوی آن بوجود بیاید و من فکر می کنم اگر این فضا را مسئولان ما و نیروهای انتظامی ما و نظامی ما و امنیتی ما انجام بدهند ما همه عضو یک خانواده هستیم و همه آسیب دیده در راه انقلاب هستیم و همه جزو کسانی هستیم که در این جهاد طولانی دفاع مقدس سرمایه گذاری کردیم و همه ما شهید در گلزارهای شهدا داریم همه ما جانباز در منزل خودمان داریم چرا باید یکجوری باشد که دیگران از راههای دور بیایند و برای ما نسخه بپیچند ما خودمان هستیم . یعنی ما اینقدر عاقل نیستیم ما این مبانی را نداریم ما تجربه سی سال اداره کشور را نداریم ما علما را نداریم مراجع ما که همیشه پشتیبان و حقیقتا بدون توقع حوزه های علمیه در خدمت بوده اند چرا باید بعضی از آنها برنجند باید آنها را کنار خودمان حفظ کنیم باید آنها را پشتیبان بدانیم باید به آنها متکی باشیم همه ما و این یکپارچگی را اگر انشاالله بتوانیم فراهم کنیم من امیدوارم این خطبه نماز جمعه شروع یک تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می شود اسم بحران روی آن گذاشت متاسفانه بخوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی و همرزمی و همراهی و رقابت سالم و هر کسی را که مردم خواستند آنطور باشد. (شعار هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو نمازگزاران )
خداوند شما را هم نگهدارد و به شما توفیق بدهد که محفوظ باشید و همیشه با همین روحیه در صحنه باشید از شما خیلی ممنون هستم .
منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی
دریافت فایل صوتی سخرانی هاشمی رفسنجانی از طریق رپیدشیر (به حجم 13MB)
دریافت فایل صوتی (خطبه ی دوم) به حجم 1.55MB از سایت 3jokes
من فقط می دانم که آقای رفسنجانی یک شیطان بزرگ است و دست پرورده انگلیسی ها است و این آقا دلش به حال ملت شریف ایران نمی سوزد به هیچ عنوان
شیطان بزرگ؟ دست پرورده ی انگلیسی ها؟
این ها تهمت های بزرگیست، امیدوارم برای حرف های تان مدرک کافی داشته باشید.
بگم بگم بگم شیطان کیه : شیطان آن کسیه که گوشت(سهان عدالت)جلوی انسان هایی که آنها را سگ فرض می کنه میندازه، تا برای حودش رای جمع کنه.وآنها هم براش دم تکون می دن!!!!
درود خدا و اهلبیت بر هاشمی رفسنجانی امیدوارم ایران را از دست حامنه ای و احمدی نژاد و مجتبی خامنه ای نجات دهد.
سیاست انگلیس تفرقه بیندازوحکومت کن است . کسانیکه که ازاین سیاست انگلیس خواسته یا ناخواسته تبعیت کنند عامل انکلیس خواهند بود نه آقای هاشمی !!!
نه دست یرورده انگلیس نیست بلکه بازیچه دست شیاطین دوم خرداد شده است و یک حائن هست
رییس مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را می گویید؟ رییس جمهور پیشین ایران؟ از بنیانگذاران اصلی انقلاب؟ صاحب تفسیر راهنما؟ شاگرد روح الله خمینی؟
بفهمید دارید در مورد کی حرف میزنید!
1- ایشان رییس مجلس خبرگان است، یعنی مردم ایشان را به این سمت انتخاب کرده اند. بنابراین مورد تایید مردم هستند.
2- ایشان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند، یعنی رهبری شخصا ایشان را انتخاب کرده اند و مورد تایید رهبر نیز می باشند.
بد نیست بدانید یکی از شرایط عضویت در مجلس خبرگان «اشتهار به دیانت و وثوق و شایستگی اخلاقی» است.
لطفا استادشیطان را دست کم نگیرید
وقتی می گفتم مواظب حرف زدنتان باشید، بخاطر این کامنت بود آقای الیاس و آقای ساسان.
شیطان یک گناه کردولی ؟؟؟/؟؟
البته لازم به ذکر است که اولا شیطان به یک گناه بسنده نکرد، و ثانیا، بزرگترین اشتباه شیطان این بود که توبه نکرد! (به نظر بسیاری از بزرگان خداوند آنقدر بخشنده هست که اگر شیطان توبه می کرد (یا بکند) حتما او را می بخشید)
خیلی عالی بود ولی می تونستید خطبه ی اول را هم می گذاشتید .
بازتاب: Top Posts « WordPress.com
میدونید..بحث نکینید راجع به دوم خردادیا احمدی یا هرکی
….
از بیخاسلامتون باطله بد بخت ها
از اول انقلاب همشون مردم رو چاپیدن…این یکی ام که اون ها رو رسوا کرد داره خودش مردم رو میکشه…
جمع کنید این بندوبساط ها رو..
عرفان عراقی
قال الله تعالی (یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم)
با با اينقدر دري وري نگين. آقاي رفسنجاني از وقتي شما تو قنداق بودين در حال مبارزه بوده حالا شما جوجه ها از اون ايراد ميگيرين. تحمل چند کلمه حرف حساب هم ندارين؟
خیلی منحرفید
دوستای من سلام جالبه که رفسنجانی و بقیه رهبر رو انتخاب کردند پس اگر اون دست نشونده ی اگلیس باشه رهبر دست نشونده ی یه دست نشوندست لطفا انقدر رو شایعات سوار نشید اگرم بخور بخوری بوده همگی با هم بودن
رئیس جمهور من جناب آقای میر حسین موسوی است من این احمدی نژاد و رئیس جمهور قبولش ندارم همه میدونمیم که این مردتیکه رو فقط بسیجی های سیا سوخته قبول دارن و بس !!!هیشکی قبولش نداره خودش هم خوب می دونه که ماانتخابش نکردیم از لحظه ای که اومده آفتابه برداشته به همه چی!!!!!
ما منتظریم تا معلوم بشه حق با کیههر چند میدونیم چون جاء الحق و زهق الباطل….
خطاب این جانب به 30میلون خس و خاشاک شرکت کننده در انتخابات میباشد تقریبا تمام دیکتاتورها مانند هم عمل می کنند.همگیشان تا لحظه آخر متوجه تغییرات رخداده نیستند .0(نصر من ا…وفتح قریب)
ای بیچاره ها دل به هاشمی خوش کردید اون داره از ما سو استفاده میکنه حالا که گند کار بچه هاش در اومده و موقعیتش تو ایران به خطر افتاده و میون بسیجیها جایی نداره برای اینکه از رده خارج نشه رنگ عوض کرده گولشو نخورین اون خودش بزرگترین دیکتاتوره
بچاره تویی که خونسرد نشستی و دارن حقت و می خورن بیچاره تویی که میزننت صدات در نمیاد بیچاره تویی که عادت کردی به تحقیرشدن و لال شدن بدبخت چشات و باز کن ببین بیچاره کیه ببین باید چقدر پست و بی چیز باشی که یک بسیجی بگیره خواهرت و مادرت و برادرت و پدرت و کتک بزنه بینوا بیچاره تویی اگه تو عادت کردی به تو سری خوردن فکر نکن بقیه هم مثله تو هستن بدبخت خنثی!!!!!!!!
اي دنياي ساده!!!
عاشق وطن من نمیخواهم تو را بیدار بکنم چون میدانم که توخواب نیستی بلکه خودت رابه خواب زده ای وفقط بدانی که اگر هاشمی رفنجانی و خاتمی اگر افراد لایقی بودن نمی گذاشتندانسانهایی بمانند که نیاز به سهام عدالت داشته باشند.
این منطق شما خود آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد را نیز زیر سوال می برد.
دنیا : بدان که همان بسیجی های سیا سوخته کرم ضد افتاب نداشتند که صورتشان نسوزد و کسانی به دکتر که رای دانند کسانی نبودند که آنقدر خوشی زیر دلشان زده که مقدسات را از یاد برده اند.
خوب اینکه عذری بدتر از گناه است. اگر آنها کرم ضد آفتاب ندارند، علتش همین سیستم ناکارآمده که نتونسته کمترین امکانات را برای آنها فراهم کنه، اونوقت باز هم با بی فکری تمام از این سیستم حمایت کرده اند …
علی رغم تمام انتقاداتی که نسبت به اقای هاشمی وجود داره از یک نکته نمی تونیم چشم پوشی کنیم و اون هوش و ذکاوت ایشونه که شهره خاص و عام و دوست ودشمنه و کاری هم ندارم که تو زندگیش این نعمت خدادادیشو درست استفاده کرده یا نه؟اما چیزی که می خوام به دوستان عزیز بگم اینه که یکی از دلایل مهمی که باعث شد اقای هاشمی تونماز جمعه تاریخی 26 تیر به ما(جنبش سبز)چراغ سبز نشون بده همین ذکاوت و اینده نگریشه که می دونه ما دراینده(ولو نه چندان نزدیک)پیروز می شیم.ما با کسی سرجنگ نداریم هرچند که بهش انتقاد داشته باشم حتی انتقادات اساسی.پس همه با روی باز می گیم:
هاشمی به جمع سبز ما خوش اومدی.
علی رغم تمام انتقاداتی که نسبت به اقای هاشمی وجود داره از یک نکته نمی تونیم چشم پوشی کنیم و اون هوش و ذکاوت ایشونه که شهره خاص و عام و دوست ودشمنه و کاری هم ندارم که تو زندگیش این نعمت خدادادیشو درست استفاده کرده یا نه؟اما چیزی که می خوام به دوستان عزیز بگم اینه که یکی از دلایل مهمی که باعث شد اقای هاشمی تونماز جمعه تاریخی 26 تیر به ما(جنبش سبز)چراغ سبز نشون بده همین ذکاوت و اینده نگریشه که می دونه ما دراینده(ولو نه چندان نزدیک)پیروز می شیم.ما با کسی سرجنگ نداریم هرچند که بهش انتقاد داشته باشیم حتی انتقادات اساسی.پس همه با روی باز می گیم:
هاشمی به جمع سبز ما خوش اومدی.
الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقا: خدایی را سپاس که دشمنان مارا از ابلهان قرار داد.
برادر من بسیجی وافعی که 4 نفری نمی ریزه رو سر یه دختر بازداشت شده و مثل حیوون(بلا نسبت حیوون)بهش تجاوز نمی کنه به حدی که بمیره.ای کاش مرحومین یا شهدایی مثل دکتر بنی یعقوب و ترانه موسوی رو می شناختی بعد به این حرامیان لقب مقدس بسیجی رو می دادی.بسیجی واقعی همت بودو باکری.الان اکثر کسایی که رفتن عضو بسیج شدن به هوای بوی کباب رفتن و معلوم نیست کی می خوان متوجه بشن که بوی کباب نیست بلکه دارن خرداغ می کنن؟!
تو از باكري و همت چي ميدوني؟؟!!!!!
این سوال در مورد خود شما هم مطرح است.
سلام
يه نظر من كساني كه جديدا از آقاي موسوي وآقاي رفسنجاني طرفداري مي كنند و هنوز كه هنوزه روي پشت بام خونه ها مي رن و آسايش مردم رو سلب مي كنند كساني هستند كه دائما پاي ماهواره هاشون مي شينن و به حرفهاي مزخرف اجنبي هايي گوش مي دن كه نه معلومه مادرشون كيه نه پدرشون. اگه نمي دونين بايد به عرضتون برسونم كه اونها دشمن ما هستند و اگه خيلي عرضه دارند چرا پيشنهاداتشون رو توي كشور خودشون پياده نمي كنند تا عدالت واقعي كه دم مي زنند توي كشور خودشون اجرا بشه.
اين جمله رو براي كساني مي نويسم كه هنوز گول حرفهاي اون ملعون رو مي خورند.»امام خميني خطاب به موسوي: اگر خدمات اندك شما در دولت نبود بيشك شما رو خائن به ملت مي دانستم.»
سلام
در مورد پدر و مادر، باید خدمتتان عرض کنم که در مورد یکی از بزرگترین شخصیت های انقلاب چنین شاعبه هایی را شنیده بودم. ولی من عادت ندارم روی افراد بر اساس پدر مادرشون قضاوت کنم.
اگر نمی دونید بدونید، آسایش مردم ایران مدت هاست که سلب شده.
شما ظاهرا خیلی بی خبر هستید، اگر نمی دانید بدانید، آنها اصلا مدعی عدالت نیستند، آنها مدعی آزادیند، و انصافا اگر آزادی را مقوله ای نسبی بدانیم، نسبت به ما کاملا آزاد هستند. این سران کشور ما هستند که دم از عدالت می زنند ولی خبری از آن نیست.
در مورد نقل قولتان از آیت الله خمینی، بنده تا به حال چنین حرفی را نشنیده ام و مطمئنم هستم که چنین حرفی زده نشده و از دروغ پردازی های شماست، اگر خمینی این حرف را زده بود که مسلما در دوران تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد از آن استفاده می کرد!
تا تعريف شما از آزادي چي باشه. اينكه يه مسلمون رو جلوي چشم قاضي بكشند و بعد هم اعلام بشه كه پيگيري اين قضيه غير قانونيه؟؟!!!!!!
بايد به عرضتون برسونم كه امام خميني(ره) 20 سال پيش فوت كردند و نمي تونستند توي انتخابات از گفتشون صحبت كنند!!!
شما ظاهرا فراموش کردین تو مملکت خودمون روزانه چند نفر بر اثر فجایعی بسیار بزرگتر از این جان خود را از دست می دهند. شما اصلا به حرف من توجه نکردید که گفتم «نسبت به ایران»!
قسمت دوم حرفتان هم بسیار مسخره است! اگر امام خمینی 20 سال پیش فوت کردند آیا این دلیل میشود که دیگر از هیچ یک از گفته های ایشان نتوان استفاده کرد؟ در طی همین ایام انتخابات بارها از گفته های امام استفاده شده!
آنچه مسلم است این است که شما دروغ می گویید. اگر نه منبعی برای حرفتان ذکر می کردید، مگر می شود خمینی حرفی به این مهمی بزند ولی هیچ مدرکی برای آن یافت نشود و هیچ یک از شخصیت های مخالف موسوی هم به آن استناد نکنند؟
بترسید از خدا.
امام خميني خطاب به موسوي: اگر خدمات اندك شما در دولت نبود بيشك شما رو خائن به ملت مي دانستم.”
صحيفه نور ج 21 ص163
آقای رضا لطفا بیشتر دقت کنید
جلد بیست و یک صفحه ی صد و شصت و سه در نسخه ای که من دارم مربوط است به «اجازه نامه به آقای سید حسن نقوی در امور حسبیه و شرعیه» و اصلا ربطی به آقای موسوی ندارد. اتفاقا نسخه های اینترنتی هم همین مطلب را تایید می کنند. مثلا می توانید به این لینکی که در سایت تبیان پیدا کردم مراجعه کنید.
نه اهانت به آقاي هاشمي را مي پسندم نه تعريف بي جا را فقط اين را مي دانم كه بايد احترام افراد را حفظ كرد نمي خواهم تعبير سياسي شود ولي ادب مرد به ز دولت اوست
آقای یه دوست عزيز
چه طور خون يه خانم کشته شده در دادگاه رنگين تر از خون 184 مسلمون پوست کنده ی چين شده ؟
1=184؟! یا 184=0؟!
اي بابا ول كن اين بحث ها را كي به حرف من وتو بها ميده
خدا پشت و پناه اقای هاشمی رفسنجانی باشد وجود ایشان برای ایران مایه خیر و برکت است
آقای خامنه ای:هیچ کس برای من مثل هاشمی نمی شود.
امام خمینی (ره) در نامه ای که پس از ترور نافرجام هاشمی برای هاشمی نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام مجاهد متعهد آقای هاشمی عزیز
مرحوم ” مدرس “ که بهامر رضاخان ترور شد ، از بیمارستان پیام داد به رضاخان بگویید : » من
زنده هستم . « مدرس حالا هم زنده است ، مردان تاریخ تا آخر زنده هستند . بدخواهان باید بدانند
هاشمی زنده است چون نهضت زنده است . آمریکا و دیگر ابرقدرتها بدانند ملت ما زنده است .
اجتماعات عظیم این سه روز شاهد زنده بودن انقلاب است . اینان با این تلاشهای احمقانه
نمیتوانند انقلاب اسلامی ما را ترور کنند ، نمیتوانند شخصیت انسانی اسلامی مطهری وهاشمی را ترور کنند…
بايد ابراز تأسف کرد براي مردممون. اين هم از خودشون بدو . اصلاً بايد اين سخنان زده ميشد . مجبور شدن به ايشون بگن شما برو اينچنين حرف بزن. بلاخره تا کي ميخان مارو با چوب و تير و … نگه دارن. همه دو دستي چسبيدن به قدرت . حکايت کرکسهاست که وقتي گرسنه اند و غذايي ندارند ، دور هم حلقه مي زنن و انقدر به هم خيره ميشن تا يکي خسته بشه و چشماش بره روهم. اونوقت حمله ميکنن بهش و تيکه پارش ميکنن… هردو کرکسن اما يکي تنهاتر و ضعيفت از بقيه است ! تو رو خدا انقدر با چشماتون فکر نکنيد . بيايد تلاش کنيم ذهنمون باز بشه… به اميد داشتن ايراني متحد و آباد… !
مرگ بر مفسد اقتصادی گروه پرچم داران اسلام
1. با شعار دادن مشکلی حل نشده و نمی شه و نخواهد شد
2. هر اتهامی باید در پیشگاه دادگاهی عادل مطرح شده و اثبات گردد و قبل از آن ماخذه کردن متهم با دین اسلام که هیچ، با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست.
آخرین جمله ی وصیت نامه امام را به یاد بیاوریم:«میزان در هر کس حال فعلی اوست.» گروه پرچم داران اسلام
اگر منظورتان آقای هاشمی است. باید بگویم آقای هاشمی در همین لحظه که من این پیام را برای شما می گذارم رییس مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند. بد نیست بار دیگر کامنت های قبلی را با دقت بیشتری بخوانید.
«گروه پرچم داران اسلام»؟
کسانی که به نام اسلام و مسلمانی قوانینش را زیر پا می گذارند بزرگترین خیانت را در حق اسلام کرده اند.
در ضمن جمله ی «میزان حال فعلی اشخاص است» مربوط به وصیت نامه ی امام نیست! لطفا در مورد مسائلی که بی اطلاع هستید اظهار نظر نکنید. چرا به نام اسلام دروغ می گویید؟
امام این سخن را ذیل یک پیام هشت ماده ای به «قوه ی قضائیه» و ارگان های اجرایی گفته اند و نه در وصیت نامه شان!
در ضمن امام در این نامه در تفسیر این جمله می گویند: کسانی که در رژیم قبلی مرتکب خطایی شده اند در حال حاضر می توانند مورد عفو و بخشش قرار گیرند «مگر با قرائن صحیح معلوم شود که کارشکن و مفسدند»!
اگر واقعا مسلمانید کمی بیشتر روی این جملات بیاندیشید!
قصه مادري كه بچه اش را به دايه سپرد و بعد دايه ادعاي مادري كرد حكايت آقاي رفسنجاني است ايشان دلسوز نظام هستند مثل مادر واقعي وقتي ديد كه در انتخابات قبل چه كارها كه عليه ايشان كردند ولي به مصلحت نظام سكوت كرد و از حق خود گذشت حالا دايه دوباره ادعاي مادريش را مي كند اما اين دفعه سكوت جايز نيست پيروز باشند مردان بزرگ اين سرزمين كه منافع ملي را بر منافع خود ترجيح مي دهند
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني ميفرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازميدارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار ميدهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد ميكند و ولايت را از حاكمي كه ميخواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط ميسازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط ميگردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».
آقاي هاشمي رفسنجاني بهترين و كامل ترين و باعرضه ترين شخصي است كه من تا به حال ديدهام هر جا باشد خدا نگهدارش باشد دوستت دارم سردار سازندگي
اهانت به امام خمینی اهانت به اسلام است اما برای اولین بار دشمن اسلام کفار و کمونیستها و صهیونیستها و غیره نیستند. الحمد لله دشمنان اسلام همین ایرانیان مسلمان خودمان هستند. مرحبا به امام خامنهای و جناب احمدینژاد دیگر احتیاج به ضد اسلامی خارجی نداریم و مثل خودرو در همین کشور عزیزمان ضد اسلامی تولید میکنیم. هرچقدر احمدینژاد و خامنهای بگن باز هم خودشان دو تا مخترع و تولید کننده ضد اسلامند.مرحبا مرحبا . خامنهای و احمدینژاد نباید به هیچ وجه اسم آیتالله عزیز امام خمینی را به زبان ببرند و اسم این روح خدا را نجس نمایند.