بایگانی دسته‌ها: اسلام

متن کامل خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر به امامت آیت الله خامنه‌ای در 29 شهریور 88

متن کامل خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر به امامت آیت الله خامنه‌ای در 29 شهریور 88

خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر

خطبه‌ى اول‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
الحمد للَّه ربّ العالمين. الحمد للَّه الّذى خلق السّماوات و الارض و جعل الظّلمات و النّور ثمّ الّذين كفروا بربّهم يعدلون.
نحمده و نستعينه و نستغفره و نؤمن به و نتوكّل عليه‏ و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطيبين الأطهرين المنتجبين‏ الهداة المهديّين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين‏
و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين‏
عيد سعيد فطر را به همه‏ى برادران و خواهران نمازگزار و همه‏ى ملت ايران و به همه‏ى مسلمانان جهان و امت عظيم اسلامى تبريك عرض ميكنيم. مسلمان از ماه رمضان با نورانيت خارج ميشود. ماه رمضان با روزه‏اش، با ذكر و دعا و ثناى الهى در آن، با تلاوت قرآن، با حسنات فراوان ديگر كه انسان مؤمن از آن برخوردار ميشود، دل را نورانى ميكند، زنگارها را از دل و جان انسان ميزدايد. در حقيقت از شب قدر، انسان مؤمن روزه‏دار، سال نوى را آغاز ميكند. در شب قدر تقدير او در دوران سال براى او از سوى كاتبان الهى نوشته ميشود. انسان وارد يك سال نو، مرحله‏ى نو و در واقع يك حيات نو و ولادت نو ميشود. در راهى به حركت در مى‏آيد، با ذخيره‏ى تقوا اين راه را طى ميكند، در اثناى اين راه هم مقاطع گوناگون براى تجديد خاطره و يادآورى مجدد براى او قرار داده‏اند و روز عيد فطر يكى از اين مقاطع ميان راه است. اين روز را بايد مغتنم شمرد.
اين نماز روز عيد فطر به يك معنا شكرانه‏ى نعمت الهى در ماه رمضان است. شكرانه‏ى اين ولادت جديد است. در نماز عيد فطر بارها به خداوند عرض ميكنيم: «ادخلنى فى كلّ خير ادخلت فيه محمّدا و آل محمّد»؛ ما را به آن بهشت مصفاى ايمان و اخلاق و عمل كه اين برگزيدگان را در آن جا دادى، وارد كن. «و اخرجنى من كلّ سوء اخرجت منه محمّدا و آل محمّد صلواتك عليه و عليهم»؛ از آن دوزخ عمل ناشايست، اخلاق ناشايست، عقيده‏ى ناشايست كه اين بزرگواران و عزيزان عالم خلقت را از آن محفوظ و مصون نگاه داشتى، ما را خارج كن. اين هدف بزرگ را براى خودمان در روز عيد فطر ترسيم ميكنيم، آن را از خدا طلب ميكنيم و خودِ ما هم البته وظيفه داريم، تكليف داريم كه سعى كنيم، تلاش كنيم كه در اين صراط مستقيم بمانيم. اين همان تقواست.
يكى از دستاوردهاى بزرگ ماه رمضان توبه و انابه است؛ بازگشت به خداى متعال. در دعاى شريف ابى‏حمزه‏ى ثمالى ميخوانيم: «و اجمع بينى و بين المصطفى و انقلنى الى درجة التّوبة اليك»؛ ما را به درجه و مقام توبه برسان كه برگرديم. از راه كج، از عمل بد، از پندار بد، از اخلاق زشت برگرديم.
در دعاى وداع ماه مبارك رمضان، امام سجاد به پروردگار عالم عرض ميكند: «انت الّذى فتحت لعبادك بابا الى عفوك و سمّيته التّوبة»؛(1) اين باب را باز كردى به روى ما كه به سوى عفو تو بشتابيم، از نعمت عفو و رحمت تو بهره ببريم. اين در، درِ توبه است؛ پنجره‏ى دلگشا به سوى فضاى مصفاى عفو الهى. اگر خداى متعال راه توبه را به روى بندگان باز نميكرد، وضع ما بندگان گنهكار خيلى بد ميشد. انسان تحت تأثير غرائز انسانى، هوى‏هاى نفسانى دچار خطا ميشود، دچار لغزش ميشود و گناه ميكند. هر كدام از اين گناهان زخمى بر پيكره‏ى دل و جان ما وارد ميكند. چه كار ميكرديم اگر راه توبه نبود؟
در دعاى كميل اميرالمؤمنين عرض ميكند: «لا اجد مفرّا ممّا كان منّى و لا مفزعا اتوجّه اليه فى امرى غير قبولك عذرى»؛ اگر مسئله‏ى عذرخواهى كردن و قبول عذر از سوى پروردگار كريم و رحيم نبود، چطور ما ميتوانستيم از آنچه بر سر خود آورده‏ايم از گناه، از تخلف، از لغزش، از پيروى از هوى‏ها، از شر اين همه بارهاى سنگين گناه، خودمان را خلاص كنيم؛ مفرّى نداشتيم، پناهگاهى نداشتيم. اين پناهگاه را خداى متعال به روى ما گشوده است و آن توبه است. توبه را قدر بدانيد.
جوانى بر اثر جهالت از خانه‏ى پدر و مادر ميگريزد و فرار ميكند، بعد به آغوش پدر و مادر برميگردد و با محبت آنها، با مهر آنها، با نوازش آنها مواجه ميشود. اين، توبه است. وقتى برميگرديم به سوى خانه‏ى رحمت الهى، خداى متعال با آغوش باز ما را قبول ميكند و ميپذيرد. اين بازگشت را كه در ماه رمضان به طور طبيعى براى انسان مؤمن پيش مى‏آيد، مغتنم بشماريم. من ديدم تصوير حضور جوانان را، نوجوانان را، زنان و مردان را، در ماه رمضان در جلسات دعا، در جلسات قرآن، در جلسات ذكر؛ اين اشكهائى كه در توجه به پروردگار بر چهره‏ها ميغلتيد و فرو ميريخت، خيلى قيمت دارد، خيلى ارزش دارد. اينها توبه است. اين توبه را نگه داريم. هوى‏پرستى ما، دلهاى سر به هواى ما دچار خطا و لغزش ميشود. اين فرصت را ماه رمضان در اختيار ما قرار داده است كه بتوانيم خودمان را شستشو بدهيم. اين شستشو خيلى ارزش دارد. اين اشكها دل را شستشو ميدهد، اما بايد حفظش كرد، بايد آن را نگه داشت. همه‏ى اين دردهاى بزرگ، بيمارى‏هاى مهلك و خطرناك، يعنى منيت‏ها، كبرها، حسدها، تعدى‏ها، خيانتها، لااباليگرى‏ها – كه اينها بيمارى‏هاى بزرگ ما هستند – در ماه رمضان فرصت علاج پيدا ميكنند، قابل درمان ميشوند. خداى متعال توجه ميكند و يقيناً توجه كرده است. ماه رمضان ما امسال ماه رمضان خيلى خوبى بود. مجالس – مجالس قرآن، مجالس ذكر، مجالس دعا، مجالس موعظه – حضور قشرهاى مختلف، گروه‏هاى مختلف اجتماعى، چهره‏ها و قيافه‏هاى گوناگون در اين مجالس. چقدر انفاق در اين ماه انجام گرفت، چقدر در طول اين ماه مبارك از ضعيفان دستگيرى شد. اينها خيلى ارزش دارد. هر كدام يك عطرى به روح انسان ميدهد، گشايشى براى انسان به وجود مى‏آورد. اينها را حفظ كنيم. من توصيه ميكنم جوانها اين دلهاى نرم را، اين دلهاى نورانى را مغتنم بشمرند. در سنين بالا كمتر پيش مى‏آيد، براى جوانها بيشتر پيش مى‏آيد. اين دلها را حفظ كنيد. نماز اول وقت، حضور در مساجد، تلاوت قرآن، انس با قرآن، انس با ادعيه‏ى وارده‏ى از اهل‏بيت – كه گنجينه‏ى معارف اسلامى است – را مغتنم بشمريد.
به اخلاق خودمان هم برسيم؛ به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‏هاى گوناگون ارتباطى – كه امروز روزبه‏روز هم بيشتر و گسترده‏تر و پيچيده‏تر ميشود – روشى را در پيش گرفته‏اند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعه‏ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. همين جا من اين را هم بگويم: اينكه در دادگاه‏ها – كه در تلويزيون هم پخش ميشد – از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته ميشود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه درباره‏ى خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه درباره‏ى خودش اگر اعترافى كرد، حجت نيست، اين حرف مهملى است، حرف بى‏ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونى كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛(2) وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟ تكليف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‏هاى اجرائى بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه‏هاى قضائى بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت ميشود و در قوانين اسلامى و قوانين عرفى ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكى را متهم كنيم، بدنام كنيم، توى جامعه دهن به دهن بگردانيم. اينكه نميشود. اين فضا، فضاى درستى نيست. يا ديگران – خارجى‏ها، بيگانه‏ها، تلويزيونهاى مغرض – عليه كسى يا كسانى حرفى بزنند، ادعا كنند كه اينها فلان جا خيانت كردند، فلان جا خطا كردند؛ ما هم عين همان را پخش كنيم. اين، ظلم است؛ اين، مورد قبول نيست. رسانه‏هاى بيگانه كِى دلشان براى ما سوخته است؟ كِى خواسته‏اند حقائق در مورد ما روشن بشود، كه در اين مورد بيايند حقيقت را گفته باشند؟ ميگويند، حرفهائى ميزنند، ادعاهائى ميكنند. نبايد گفت اينها شفافيت است. اين، شفافيت نيست؛ اين، كدر كردن فضاست. شفافيت معنايش اين است كه مسئول در جمهورى اسلامى عملكرد خودش را به طور واضح در اختيار مردم قرار بدهد؛ اين معناى شفافيت است، بايد هم بكنند؛ اما اينكه ما بيائيم اين و آن را بدون اينكه اثبات شده باشد، بگيريم زير بار فشار تهمت و چيزهائى را به آنها نسبت بدهيم كه ممكن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى كه ثابت نشده است، ما حق نداريم آن را بيان كنيم؛ اين آن را متهم كند، آن اين را متهم كند؛ از رسانه‏ى بيگانه – رسانه‏ى مغرض انگليس – شاهد برايش بياوريم، بعد هم يك نفر از آن طرف پيدا بشود و كل نظام را به امورى كه شايسته‏ى نظام اسلامى نيست و نظام اسلامى شأنش بسيار بالاتر است از اين چيزهائى كه بعضى به نظام اسلامى نسبت ميدهند، متهم بكند، اين اشكال بر آنها بيشتر هم وارد است. تهمت زدن به يك شخص گناه است، تهمت زدن به يك نظام اسلامى، به يك مجموعه، گناه بسيار بزرگترى است. پروردگارا ! با تقواى خود ما را از اين گناهان دور كن.
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات‏
و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(3)

خطبه‏‌ى دوم‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد
و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين لا سيّما علىّ اميرالمؤمنين و الصّدّيقة الطّاهرة
و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسين و محمّدبن‏علىّ‏
و جعفربن‏محمّد و موسى‏بن‏جعفر و علىّ‏بن‏موسى و محمّدبن‏علىّ و علىّ‏بن‏محمّد
و الحسن‏بن‏علىّ و الخلف الهادى المهدىّ حججك على عبادك و امنائك فى بلادك‏
و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين‏
اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه‏
در خطبه‏ى دوم، اولين مطلبى كه وظيفه‏ى خود ميدانم عرض بكنم، عرض سپاس و قدردانى است از ملت عظيم‏الشأن ايران به خاطر نمايش عظمتى كه در روز قدس در برابر چشم جهانيان قرار دادند. چقدر سعى كرده‏اند در طول اين سالها كه روز قدس را كه نماد صف‏بندى حق در مقابل باطل است، تضعيف كنند. روز قدس نشان‏دهنده‏ى صف‏بندى حق و باطل، صف‏بندى عدل در مقابل ظلم است. روز قدس فقط روز فلسطين نيست؛ روز امت اسلامى است. روز فرياد رساى مسلمانان عليه سرطان كشنده‏ى صهيونيزم است كه به وسيله‏ى دست متجاوز اشغالگران، مداخله كنندگان، قدرتهاى استكبارى به جان امت اسلامى افتاده است. روز قدس چيز كوچكى نيست. روز قدس يك روز جهانى است. يك پيام جهانى هم دارد. نشان‏دهنده‏ى اين است كه امت اسلامى اولاً زير باز ظلم نميرود، ولو اين ظلم از پشتيبانى بزرگترين و قدرتمندترين دولتهاى عالم برخوردار باشد. چقدر سعى كردند روز قدس را تضعيف كنند و امسال بيش از هميشه تلاش كردند؛ اما روز قدس در ايران اسلامى، در تهرانِ باعظمت به همه‏ى دنيا نشان داد كه عقربه‏ى انقلاب و ملت ايران به كدام سمت و كدام جهت است؛ نشان داد كه اراده‏ى ملت ايران چيست؛ نشان داد كه ترفندها و حقه‏ها و پول خرج‏كردنها و خباثتهاى سياسى آنها بر روحيه‏ى ملت ايران اثرى ندارد.
سران و سياسيون غرب در اين چند ماه فريب رسانه‏هاى خودشان را خوردند، فريب تحليلگران حرفه‏اى مطبوعات و راديو تلويزيونهاى خودشان را خوردند، خيال كردند كه ميتوانند روى ملت ايران اثر بگذارند. روز قدس شما نشان داديد كه آنها در پى سراب بودند. حقيقت اين است. حقيقت ملت ايران همان چيزى است كه در روز جمعه‏ى آخر ماه مبارك رمضان – روز قدس – نشان‏داده شد و نشان‏داده شد كه امتداد اين عظمت، اين حركت در دنياى اسلام گسترده است و مخصوص ايران نيست؛ در نقاط مختلف عالم مسلمانها هر جائى كه امكان پيدا كردند، روز قدس را با فرياد خود عليه ظلم آميختند. روز قدس روز بسيار عظيمى است. اين كار را شما به بهترين وجهى انجام داديد. يك بار ديگر ملت ايران نشان داد كه در مواقع حساس، سخن خود را با رساترين فرياد به گوش مردم دنيا ميرساند.
هفته‏ى دفاع مقدس آغاز ميشود. دفاع مقدس جهاد بزرگ دينى و ملى ملت ايران بود. ملت ايران روح اعتماد به نفس ملى را به وسيله‏ى هشت سال دفاع قدرتمندانه توانست در خود تقويت كند، توانست استعدادها را در خود شكوفا كند، توانست ظرفيتهاى ناشناخته‏ى خود را بشناسد. جوانهاى ما در جنگ تحميلى، چه در نيروهاى مسلح – ارتش و سپاه – و چه در بسيج عظيم مردمى – بسيج مستضعفان – توانستند چهره‏اى را از ايران نشان بدهند كه ده‏ها سال بود – شايد بشود گفت دويست سيصد سال بود – كه از ايران چنين چهره‏اى ديده نشده بود. اگر شما مى‏بينيد امروز ملت ما و جوانان ما با ظرفيت عظيم استعداد خود در ميدانهاى دانش و فناورى حضور دارند، بخش عمده‏اى از اين مرهون دفاع مقدس است. آنجا بود كه ملت ايران آگاه شدند، دانستند كه چه ظرفيتى دارند، چه قدرتى دارند. آنهائى كه به جمهورى اسلامى حمله كردند، به خودشان وعده دادند كه سه روز ديگر، يك هفته‏ى ديگر، يك ماه ديگر، تهران را فتح خواهند كرد(!) امروز از آن روزها نزديك به سى سال گذشته است؛ ملت ايران روزبه‏روز مقتدرتر و قوى‏تر شده است؛ اين درخت روزبه‏روز تناورتر و ريشه‏دارتر شده است و آن مفلوكهائى كه آن خيالهاى باطل را كردند، هر كدامشان در كنجى به زباله‏دان افتادند و نابود شدند. بعد از اين هم همين جور خواهد بود.
آنچه كه من امروز به همه‏ى ملت عزيزمان و به مسئولين محترم – بخصوص كه بحمداللَّه هم قوه‏ى مجريه، هم قوه‏ى قضائيه، يك دوره‏ى جديد را آغاز كرده‏اند و تازه‏نفسند – توصيه ميكنم، اين است كه براى دهه‏ى پيشرفت و عدالت، همه خودشان را آماده كنند. ما احتياج داريم به جهش در اين راه. ما عقب‏ماندگى زياد داريم. با رفتار معمولى نميشود به نقطه‏ى مطلوب رسيد؛ ما به جهش احتياج داريم. اين جهش، ايمان ميخواهد، اخلاص ميخواهد، هماهنگى ميخواهد، همكارى نيروها را با يكديگر لازم دارد. قواى سه‏گانه با هم همكارى بكنند، همدلى كنند، به هم كمك كنند؛ مردم به مسئولين، بخصوص به قوه‏ى مجريه كه وسط ميدان است كمك كنند، همكارى كنند، همراهى كنند، ما بتوانيم راه‏هاى نرفته را برويم؛ كارهاى بزرگى كه در انتظار ماست، انجام بدهيم.
بر روى يك نقطه‏ى بخصوص هم تاكيد ميكنم در ميان كارهائى كه بايد انجام بدهيم و آن نقطه، علم است. چند سالى است كه حركت علمى در كشور آغاز شده است. نخبگان نگذارند اين حركت كند شود يا خداى ناكرده متوقف شود؛ پيش برويد. حوزه و دانشگاه در اين مورد مسئوليت سنگينى دارند. استاد و دانشجو همه مسئوليت دارند. راه علم را بايد دنبال كنيد. اگر ملتى نتواند در ميدان علم و پيشرفت علمى و خطشكنىِ علمى پيشرفت كند، كلاهش پس معركه خواهد ماند.
اگر مى‏بينيد كسانى آگاهانه، بى‏پروا در دنيا ظلمِ آشكار ميكنند، اين به پشتوانه‏ى علمشان هست. علم است كه براى آنها ثروت به وجود آورده است، قدرت سياسى به وجود آورده است، نفوذ در دنيا و در مناطق گوناگون عالم به وجود آورده است. كليد پيشرفت، علم است. نگذاريد حركت علمى متوقف بشود.
يك نكته‏ى ديگر هم عرض بكنم. امسال ما اعلام كرديم سال اصلاح الگوى مصرف؛ همه هم استقبال كردند؛ مسئولين استقبال كردند، مردم – هر كدام صدايشان به ما رسيد – استقبال كردند، متخصصين و نخبگان و افراد مطلع در زمينه‏هاى اجتماعى و اقتصادى استقبال كردند، گفتند عجب شعار درستى است، شعار خوبى است؛ خوب، چه شد؟ سه چهار ماه متأسفانه كشور دنبال همين هيجانهاى كاذب، در اين زمينه وقت را از دست داد. ما الان در پايان نيمه‏ى اول سال قرار داريم. البته اصلاح الگوى مصرف مخصوص يك سال نيست؛ سالها طول ميكشد. من ايام عيد هم اين را گفتم؛ شايد ده سال طول بكشد كه انسان بخواهد اين كار را بكند؛ اما بايد شروع كنيم. مسئولين بايد در اين زمينه تلاش كنند، كار كنند، همكارى كنند، دانشگاه‏ها، افراد مطلع، حوزه‏هاى علميه، هر كدام نقشى دارند؛ ان‏شاءاللَّه اين نقش را ايفاء كنند و بتوانيم به كمك الهى، با همت دولت محترم كه در اين زمينه بايد پيشتاز باشد و پيشرو باشد و با كمك مردم، اين كار را پيش ببريم.
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
انّا اعطيناك الكوثر. فصلّ لربّك و انحر. انّ شانئك هو الابتر.(4)
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) صحيفه‏ى سجاديه، دعاى 45
2) نور: 12
3) عصر: 1 – 3
4) كوثر: 1 – 3

منبع: وبسایت رسمی آیت الله خامنه ‌ای

داستان‌هایی از قرآن

داستان‌هایی از قرآن

به تازگی مجموعه‌ای دیدم به نام «داستان‌های قرآن کریم» که ترجمه‌ای بدون تفسیر از آیات قرآن را برای بیان داستان‌ها به کار برده بود. نمی‌دانم در آن مجموعه از ترجمه‌ی چه عزیزی استفاده شده بود، ولی به گمانم ترجمه‌های استاد فولادوند و آیت الله مکارم شیرازی خیلی قابل فهم‌تر باشند و به فهم داستان کمک کنند. با مراجعه به لینک‌های زیر می‌توانید این داستان‌ها را مستقیما از روی قرآن آنلاینِ سایت پارس قرآن مطالعه کنید. (لینکی‌هایی که در ادامه می‌آید شامل هر سه ترجمه‌ی فارسیِ فولادوند، خرمشاهی و مکارم شیرازی می‌شود، شما می‌تونید با کلیک روی لینک بالای صفحه (تغییر سوره و ترجمه) تنها ترجمه‌ی مورد نظر خود را مشاهده کنید)

متن کامل سخنرانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه ی 26 تیر 88 + فایل های صوتی و تصویری

متن کامل سخنرانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه ی 26 تیر 88 + فایل های صوتی و تصویری

اميدوارم خطبه‏هاي امروز شروع تحول در آینده باشد

(برای دریافت فایل های صوتی و تصویری این سخنرانی به انتهای مطلب مراجعه کنید)

خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمدلله رب العالمین والصلواه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین . اعوذباله من الشیطان الرجیم ـ لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیهما عنتم حریص علیهم بالمومنین رئوف الرحیم .
اوصیکم عبادی الله بتقوی الله فانه من یتق الله یفکر عنه سیئاته یعظم له اجرا
امیدواریم که خداوند هیچیک از مسلمانان را از لطف و مرحمتش و روحیه تقوا و وظیفه شناسی محروم نفرماید و ملکه تقوا همیشه در وجودمان تقویت شود.
قبل از اینکه بحثهای خطبه نماز جمعه را آغاز کنم لازم می دانم که به نمازگزارانی که امروز در دانشگاه تهران و اطراف دانشگاه در خیابانها حضور دارند یک تذکر اساسی بدهم و آن اینکه مواظب باشید که جایگاه نمازجمعه و قداست نمازجمعه با اظهارات و شعارهایی که جنبه عمومی و اصولی ندارد آلوده نشود. این جایگاه تقدس سرمایه عظیم همه دوران تاریخ اسلام بوده و امروز در کشور ما جزو مهم ترین میدانهای حضور فضایل اسلامی و انسانی است و ما در آستانه سالگرد نمازجمعه هم هستیم و نمازجمعه امروز بی شباهت به نمازهای جمعه ای که در هفته های اول انقلاب شروع شد و آیت الله طالقانی اقامه نماز می کردند و جمع زیادی از همه سلیقه ها در آن نمازها شرکت می کردند چنین است و ان شاالله ما بتوانیم از این اجتماع امروز برای آینده بهتر کشورمان و حل مشکلاتمان و ایجاد وحدت و همدلی و همراهی و حرکت در جهت اهداف انقلاب اسلامی است که همان حرکت در جهت راهی است که پیغمبر اکرم (ص ) از طریق آسمان برای ما آورده اند حرکت بکنیم . ان شاالله با صبر و تحمل و هوشیاری این نتیجه به دست می آید.
من سه بخش اساسی در صحبتم دارم بخش اول در توضیحی اساسی بر معیارهای اسلامی و اصول اسلامی است که این روزها احساس می شود دشمنان اسلام درصددند حقانیت اسلام را و صلاحیت مدیریت اسلام را در زمان ما زیر سئوال ببرند که البته موفق نمی شوند اما ما وظیفه توضیح و تبیین داریم که این قسمت را در قالب مسئله بعثت عرض می کنم . چون ما در آستانه حلول سالگرد بعثت پیغمبر اکرم (ص ) هستیم و معمولا خطبه را در این شرایط ما درباره آن موضوعات اساسی عرض می کنیم ضمن اینکه ادامه بحثهای قرآنی هفته های گذشته مان هم هست . یادتان هست که من در خطبه های اول یکی دو سال اخیر درباره شکل گیری نظام بر اساس قرآن صحبت می کردم و رسیدیم در آن بحثها از عبادت شروع کردیم و از عبادت به نماز رسیدیم و از نماز عبور کردیم به مسجد رسیدیم دو خطبه هم درباره مسجد خواندم که ارتباطی با این خطبه امروز من هم دارد یعنی هم ادامه بحثهای دو سال اخیر است و هم متناسب با بعثت پیغمبر اکرم (ص ). سعی می کنم مختصر عرض کنم .

اکبر هاشمی رفسنجانی

آیت الله هاشمی رفسنجانی پشت تریبون نماز جمعه

بحث دوم صحبتم انقلاب است که مردم برای آن جهاد کردند و امام راحل ما بنیانگذار و موسس بودند و این همه خونهای مقدس پای این شجره مبارک ریخته شده . من بخشی از اهداف و اصول انقلاب رابرای نسل امروز عرض می کنم که بدانند ما از اول با چه نیتی شروع کردیم و به کجا می رویم و بحث سوم را می پردازم به مسائل روزمان و شرایطی که الان در آن هستیم کمی این راتوضیح می دهم و ان شاالله راه کاری راه علاجی برای شرایطی که امروز در آن زندگی می کنیم عرض می کنم . البته اینها نظر خودم خواهد بود امیدوارم که بقیه مسئولین هم روی همین مسئله فکر بکنند و راهی پیدا بشود که ما با همان ابهت وحدت و همدلی که آغاز کریم و پیروز شدیم و تا اینجا رسیدیم آینده راهم بتوانیم برای نسل های بعدی هم ترسیم بکنیم و بپیمائیم . این اسکلت بحثهای دو خطبه من است . از بعثت شروع می کنم . آیه ای که اول صحبتم خواندم آخر سوره توبه است پیغمبر(ص ) را معرفی می کند و می فرماید : لقد جائکم رسول من انفسکم . یک فرستاده ای از سوی خدا آمد که از خودتان است یعنی از جنس بشر است و توده خود مردم است . دو سه صفت پیغمبر(ص ) را رویش تکیه می کند. عزیز علیهما انتم از خودتان است . دوم این است که اینقدر به شما مهربان است که هر چه که بر شما مشکل است او هم برایش مشکل است و سخت است . یعنی مثل خود ما و خود شما در جریان زندگی شما در غم و شادی شما شریک است . عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم دنبال منافع و سعادت شماست . بالمومنون رئوف رحیم . و قلبی دارد مملو از رافت و رحمت برای نیروهای اسلامی که در خطه تاریخ اسلام قرار می گیرند. این پیامبر است . من می خواهم عرض کنم شما یادتان است که من بحثم در آن خطبه ها این بود که نظام چگونه شکل گرفت . یکی از معجزات بزرگ پیغمبر(ص ) در آن زمان این بود که موفق شد در آن دوران عجیب در یک منطقه کاملا جاهلی که یک مکتب خانه هم نبود و تعداد باسوادهایی که بنویسند و بخوانند به اندازه تعداد انگشتان دست و پا بود تاسیس یک مکتبی را در آن جامعه داشته باشد که این مکتب بعد از ۱۴۰۰ سال هم امروز قوی ترین مکتب انسانی دنیا است و برای آینده تا قیامت هم باید همه دنیا را اداره کند و این کار از یک انسان معمولی ظاهری درس نخوانده تحصیل نکرده و بدون سابقه حکومتداری و بدون حرفه ای که دیگران در این راه داشتند با راهنمایی خدا که از طریق جبرئیل امین انجام می شد و با امانتی که در شخص خود پیغمبر(ص ) بود که آن روز قبل از آمدن اسلام به نام امین در مکه شناخته می شد این شرایط را حضرت رسول اکرم (ص ) داشتند و با این شرایط توانستند این کار عظیم راشکل بدهند . جریان هم خیلی معلوم است در خطبه های قبل گفتم در ۱۳ سالگی که در مکه بودند بیشتر به سازندگی کادر خودشان و نیروهای اصلی شان و دست اولشان پرداختند چون آن جا اصلا زمینه کار حکومتی و اجتماعی وسیع نبود و اصول دینشان را و افکار الهی را و آنچه که لازم بود به این مردم تحویل دادند و بعد از آن در دو سال آخر راهشان به خارج از مکه باز شد و شهرت افکار پیغمبر(ص ) به مدینه رسید. مدینه هم شهر کوچکی بود ولی گرفتار اختلاف و تفرقه در جنگ داخلی بود. قبایل با هم می جنگیدند آنجا یهود نیرومند بودند اقتصاد و فرهنگ مدینه دست آنها بود. نصاری جریان بی زحمتی بود. مشرکین هم بودند. مردم بومی هم امیون به آنها می گفتند. اینها هم در جنگ داخلی اوس و خزرج و چندین قبایل دیگر زندگی بسیار تلخی داشتند اینها از دور با افکار پیامبر آشنا شدند. در ایام حج در منا نمایندگانشان با پیامبر(ص ) آشنا شدند با ایشان مباحثه کردند روشن شدند مسلمان شدند با پیغمبر(ص ) بیعت کردند و نماینده ای از پیغمبر(ص ) گرفتند دین را معرفی کند بردند و سال سیزدهم ۷۰ نفر از همه قبائل آمدند برای بیعت با پیغمبر(ص ) . آن بیعت افکار حکومتی پیغمبر(ص ) را مطالبات پیغمبر با مردم را مطالبات مردم از پیغمبر(ص ) را در آن انسان می بیند. به هر حال نتیجه این شد که در مدینه زمینه ای مهیا شد و پیغمبر(ص ) با آن شکلی که مطلع هستید بعد از لیله المبیت فرار کردند و به مدینه رفتند و در قبا متوقف شدند و در انتظار آمدن علی ابن ابیطالب بودند و آنها خودشان را به پیامبر(ص ) رساندند. مردم مدینه معمولا منتظر بودند هر روز در دروازه جنوبی مدینه می ایستادند منتظر بودند پیامبر(ص ) به آنها برسد پیامبر هم چشمشان به راه بود تا علی ابن ابیطالب (ع ) برسد. در همین چند روزی که در قبا بودند اینجا مربوط می شود به بحث گذشته من اولین کارشان این بود که پایگاه اساسی خودشان را مسجد قبا را ساختند و با آمدن علی (ع ) و دوستان نزدیک دیگر حرکت به مدینه کردند. به محض ورود به مدینه اولین کارشان این بود که باز پایگاهی بسازند که با مردم سر و کار داشته باشد و مسجد را در مدت کوتاهی اولا زمین حلالی پیدا کردند و با مشارکت مردم که مصالح می آوردند در مدت کوتاهی ساختند. خود پیغمبر(ص ) مثل مردم دیگر در آوردن مصالح کار می کرد خانمها شب مصالح می آوردند آقایان روز مسجد می ساختند البته مسجد به شکلی که ما حالا در ذهنمان هست نبود دیواری نسبتا کوتاه و سقفی با چوب و حصیر و زمینی با سنگ ریزه ها مفروش و در کنار آن هم چند حجره ساختند که پیغمبر و یاران نزدیکشان آنجا زندگی می کردند. آنجا پایگاه حکومتی پیغمبر(ص ) بود و از این به بعد گروه گروه مردم مدینه می آمدند با پیغمبر(ص ) بیت می کردند شرط خودشان را می گفتند پیغمبر(ص ) هم مطالبات خودشان را می گفتند و در چنین شرایطی توانستند آن افکار اصیل اسلام را برای مردم توضیح بدهند نتیجه این شد زمینه حرکت حکومتی پیغم
ر(ص ) همان سال اول در مدینه شکل گرفت آنچه که رویش می شود تکیه کنیم از افکار اسلامی دو چیز است یکی خدا و دیگری مردم و واسطه مردم و خدا هم یک انسانی از جنس مردم که با مردم پیام را بیاورد.

شما قرآن را که نگاه بکنید کلمه « الله » را در حدود ۳۰۰۰ مورد می بینید به کار رفته و کلمه انسان و ناس در حدود ۴۰۰ ۵۰۰ مورد و مشتقاتش به کار رفته اساس این است . یعنی پیامبر(ص ) سروکارشان نه با زور بود و نه با قدرت . با مردم بود.
با مردم وفادار کشورشان را اداره کردند دشمنانشان را سر جای خودشان نشاندند و کار مهم ترشان ایجاد الفت و وحدت بود. پیغمبر(ص ) اولین مسئله شان این شد که مدینه را متحد کند. با قبائل مدینه پیمان بست که آن پیمان خواندنی است . ان شاالله آنها که اهل تحقیق هستند این پیمانها را بخوانند. ببینید چی گنجانده شده . بعد به ادیان دیگر پرداخت . یهود آمدند. نصرانی ها آمدند مشرکین آمدند و اگر ادیان دیگری مثل صائبین و مجوس هم بودند با آنها هم پیمان بستند یک وحدت مثال زدنی در مدینه به وجود آمد. کار عمیق تری که کردند این بود که مسئله اخوت اسلامی رامطرح کردند پیمان برادری بین مسلمانها بین مهاجر و انصار بین افراد قبائل احکام سختی هم این پیمان دارد. پیمان برادری پیمان با احزاب پیمان با فرق و ادیان دیگر تبدیل کرد مدینه را به یک شهر متحد و نیرومند که در ظرف چند سال ۷ ۸ سال طول کشید که این مردم توانستند از یک شهرک کوچک تنه بزنند به امپراطوری های بزرگ دنیا. آن طرفشان امپراطوری روم بود و این طرفشان ایران بود و آن طرف تر حبشه بود دورتر هم چین و هند و جاهایی بود. اروپا در آن زمان در قرون وسطی و وحشی گری زندگی می کرد. سابقه نوع حکومتی که پیغمبر(ص ) آورد اصلا وجود نداشت . قدرتها بودند اما براساس زور و با تبعیض و فساد و تحمیل خواسته های خودشان مردم را مطیع خودشان کرده بودند. اما پیغمبر و اسلام این راه را بست مبنای سازمانی انسانی جامعه پیغمبر جامعه مدینه این بود که تربیت مومن عالم متخلق به اخلاق الهی است و این سرمایه اصلی بود . از لحظه ای که در آسمان باز شد بعد از ۵۰۰ سال که بسته بود برروی بشر جبرئیل آمد در حرا و اولین کلمات خدا را بر قلب پیامبر نشاند معیارها برای پیامبر و کسانی که بعد از او بودند روشن بود. سوره علق را بخوانید اقرا باسم ربک الذی خلق ـ خلق الانسان من علق ـ اقرا و ربک الاکرم ـ الذی علم بالقلم ـ علم الانسان مالم یعلم ـ کلا ان انسان لیطغی ـ ان راه استغنی ـ در همین ۲ ۳ سطر افق حکومت آینده پیغمبر(ص ) روشن شد. انسانی که به اینها توجه کند و خدای خالق که اینقدر خالق و عالم است که از یک لخته خون بسته انسانی را تولید می کند که این انسان عالم کبیر است و عالم صغیر در زمین شبیه همه جهان . این آفرینش خداست . رب کریمی که به انسان قدرت فهم و نوشتن را داد.

الذی علم بالقلم ـ در جزیره العرب ارزش قلم چیزی نبود که کسی توجه کند. شروع کار این است که من دنبال انسانهای باسواد و تحصیل کرده و دانشمند هستم . بعد قدرت بزرگی که به دانش از همین کلمات بر می آید. دنبالش هم یک اخطاری می کند که همین انسانها اگر احساس بی نیازی بکنند و غرور آنها را بگیرد اینها اهل طغیان هستند.

اخطار می کند که شما در مقابل خودتان داوری دارید مثل خدا. ان الی ربک الرجعی .
هم در زمین وهم در آخرت . این داور با سنتی که دارد در بین شما به داوری عادلانه می پردازد و در قیامت هیچ چیز را از قلم نمی اندازد. مبادا متکبر بشوید مبادا غرور شما را بگیرد. مبادا بندگان خدا را ضعیف حساب بکنید. چون خدا داور است . خدا عمل می کند. هم به صورت سنتی و هم به صورت داوری خاص این از اولش . آیات دیگر آنچنان مسئله سواد و تحصیل و پیشرفت و توسعه را به رخ انسانها می کشد برمی گردد به داستان خلقت آدم آن روزی که خداوند خواست آدم را بیافریند و به ملائکه اطلاع داد مخلوق جدیدی می سازم ملائکه وقتی نگاه کردند به افقی که در اختیارشان بود دیدند در این آدم جنگ است خونریزی است . تعجب کردند و گفتند : شما که مخلوقی مثل ما دارید تقدیس می کنیم فساد نداریم چرا چنین مخلوقی را می سازید جوابی که خداوند به اینها می دهد می گوید : به خاطر علمشان و اثبات می کند که آدم از شماها عالم تر است و ملائکه قانع می شوند. ببینید. ابتدای خلقت ابتدای وحی پیغمبر(ص ) صحبت دانش و علم است . انسانی که با این روحیه باید جلو برود. جامعه اسلامی این را نشان می دهد. وقتی می خواهد قسم بخورد گاهی به آسمان گاهی به ماه گاهی به دریاها و منجمله به قلم سوگند می خورد. در جزیره العرب قلم چه ارزشی داشت که در مقابل این مقدسات عظیم خداوند به قلم قسم بخورد نون والقلم و مایسطرون … به نوشته های و سطرهای نوشته انسانها سوگند. وقتی به صراحت می گوید لایستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون . انسانهای عالم و جاهل را نمی شود دریک ردیف دید. فضیلت علم بالاتر است . از این چیزها خیلی فراوان است که پیغمبر(ص ) دنبال چه جامعه ای بود. پیغمبر(ص ) مواظب بود هیچ حقی از هیچ انسانی در قلمرو حکومتش و بین خود افراد ضایع نشود این قدر مطلب داریم در اینجا که چند کتاب است و الحمدلله فراوان است و شما می توانید بخوانید. و آخرین حرکتی که خود پیغمبر(ص ) در روزهای آخر عمرشان کردند برای ما مثل خیلی خوبی است . شاید چند ساعت از عمر پیامبر(ص ) مانده بود که به کمک دیگران به زحمت از حجره به مسجد آمدند و ایستادند یا نشستند روی پله منبر و به مردم فرمودند من آمدم از شما خداحافظی بکنم و به شما می گویم اگر وعده ای به شما دادم و عمل نکردم الان بگویید. این خلف وعده من را نگذارید به آخرت بیفتد. اگر به کسی ستم کردم کسی از من طلبی دارد مطرح کنید که من طلب را بپردازم قیامت سخت است . من نمی خواهم مطالباتم به آخرت بیفتد.
این شخصیت این چنین بنیانی گذاشت ما امروز یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون انسان را عاشق این دین می بینیم و هر روز هم رو به توسعه است .
در دو آیه و در دو سوره خداوند بر وحدت تکیه کرده است . در سوره آل عمران : واعتصموا به حبل الله جمیعا ولاتفرقوالله و ذکر وانعمت الله علیکم … به ریسمان الهی که همین دین است متوسل شوید بر محور قرآن متحد شوید و متفرق نشوید و یادتان باشد که چقدر با هم متفرق بودید می جگیدید همدیگر را طرد می کردید می کشتید اسیر می گرفتید خداوند به نعمت خودش دلهای شما را به هم نزدیک کرد. اگر این نعمت را مراعات نکنید شما لب پرتگاه جهنم بودید. خداوند شما را نجات داد. مبادا کفران کنید. در سوره انفال که باز فضای جنگی حاکم است می فرماید از نعمت های خدا این است که الف بین قلوبهم . خداوند بین مسلمانها الفت ایجاد کرد. بعد به پیامبر می فرماید : لوانفظت فی الارض جمیعا ما الفت به … اگر سرمایه زمین را جمع می کردی و می خواستی مردم را متحد کنی نمی توانستی این کار خدا بود که دل اینها را به هم نزدیک کرد. با معیارهای دینی شما را متحد کرد.
پیامبر(ص ) جامعه متحدی ساخت در سایه اتحاد. آن پیروزیهای عظیم را کشف کرد ولی روزهای آخر عمرشان پیامبر(ص ) احساس کردند که دارد این سرمایه ها از دست می رود. احساس کردند که امتشان دارند دچار تفرقه می شوند و دارند به هم به صورت رقیب و دشمن نگاه می کنند. حتما می دانید بعد از اینکه حادثه غدیر بود و وصی خودشان را معرفی کردند. آنقدر پیغمبر ناراحت بودند که نزدیکی آخر عمرشان یک بار رفتند بقیع به اسم اینکه برای مردگان بقیع مغفرت از خدا بخواهند. آنجا که رفتند اول سلام کردند و خطاب کردند به اصحابی که آنجا خوابیده بودند فرمودند گوارا باشد بر شما که آرامش دارید شما نیستید که ابرهای فتنه را ببینید برادرانتان و خواهرانتان را از هم جدا می کنند. اشک از چشمانشان جاری شد و بعد به بازوی علی ابن ابیطالب (ع ) که همراهشان بود تکیه دادند بر گشتند و در راه گفتند که من احساس می کنم عمرم تمام شده و نگران این امت هستم . این الگوی همه بشریت است . این عملش بهترین نمونه امت سازی و حکومت سازی و اداره ملت است . توانست از یک شهر کوچک دور افتاده یثرب این قدرت را بسازد در ظرف مدت کوتاهی . همین پیغمبری که در جنگ احزاب گرفتار بود و همه احزاب علیه او بودند و خنذق می کند با مشورت حضرت سلمان وقتی خودشان با تبر به سنگها می زدند که خندق بسازند و برقی جهید فرمودند من در این برق کاخ کسری را دیدم کاخ روم را دیدم . پیامبر با آن استحکام صحبت می کرد ولی وقتی که بوی تفرقه را دید و دید که آنها افتاده اند به جان هم آمد به مرده ها بشارت داد که آنها وضعشان خوب است و گوارا باشد برای شما وضع ما دارد بد می شود و می دانید که اتفاقاتی افتاد و چه شد. این پیغمبر(ص ) با این عظمت در مدت کمتر از ۱۰ سال این بنیان عظیم را ساخت و ما براساس این بنیان انقلابمان را شروع کردیم ما متناسب با روز همان کاری که پیغمبر(ص ) می کردند و توجهی که داشتند آوردیم در اصولمان و قانون اساسی مان و راهی که انتخاب کرده بودیم . من امروز در خطبه دوم خواهم گفت که ما وظیفه داریم سرمایه عظیمی که در کنار این درخت تنومند خون صدها هزار انسان بزرگوار ریخته آبیاری کرده و صدها هزار جانباز دارند رنج می برند و دهها هزار انسان عمرشان را در زندانها می گذراندند این یک سرمایه ارزان و آسانی نبوده که دست ما رسیده و ما حقیقتا باید فکر کنیم . اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ـ ان الانسان لفی خسر ـ الالذین آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
خطبه دوم
آیت الله هاشمی رفسنجانی خطیب جمعه تهران در خطبه دوم نماز با اشاره به سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام طی سخنانی اظهار داشت : کاظم یعنی کسی که غم و اندوه خودش رامی خورد و کظم غیض می کند و صابر کسی است که دائما در مقابل مصیبت صبر می کند و استقامت نشان می دهد و اینها از القاب مشخص امام هفتم است که داشته اند. چند خلیفه به ایشان ستم کردند اما بالاخره هارون الرشید ایشان را تبعید کردند به بصره و بعد به بغداد و سالها در متموره ها یعنی زیر زمین های تاریک و نمور و گرم در بغداد ایشان را در اسارت گرفتند و با غل و زنجیر حضرت را و تنهایی به پای ایشان زنجیر می بستند ولی حضرت موسی بن جعفر اظهار خوشحالی می کردند و می گفتند که همه عمرم از خداخواسته بودم که فراغت عبادت بمن بدهد و این وعده ای که خدا بما داده بود دعای ما مستجاب شد و امروز می توانیم همه وقتمان را صرف عبادت کنیم و بالاخره در همین شرایط این بزرگوار به شهادت رسیدند که خداوند انشاالله به همه ظالمین و جنایاتی که می کنند در دنیا و آخرت عقابش را نازل کند و به همه مظلومین و آنهائی که در راه حق به ظلم مبتلا می شوند خداوند صبر و اجر عنایت نماید.
اما تسلیت عرض می کنیم به همه انسانهای شیفته حق و به شما عزیزان پیروان این بزرگواران معصوم و مظلوم .
مساله دیگر ما بطور مختصر مساله کشتار مسلمانان در چین است که روزهای تلخی می گذرد بر مسلمانان چین و من در اینجا به دولت چین عرض می کنم دولت چین انتظار از او می رود که بتواند در مقابل مظالمی که به این مردم وارد می شود صبر کند. (شعار مرگ بر چین نمازگزاران ) در این لحظه آقای هاشمی رفسنجانی خطاب به نمازگزاران گفت که آقایان من خواهش کردم به عنوان خطیب شما و جمعه شما شعار ندهید و من در خطبه های خود بخاطر شرایطی که می دانید در اینجا و اطراف خیابانها و کل این منطقه است خواهش می کنم شعار ندهید و بگذارید من که دارم می گویم مساله چین را. ما از دولت چین که آنرا یک دولت عاقلی می دانیم و در جهت توسعه کشورش دارد کار می کند ما نصیحت می کنیم و برادرانه نصیحت می کنیم و این به نفع آنها نیست . اینها می دانند یک میلیارد و ششصد میلیون مسلمان در دنیا هست و نزدیک ۶۰ کشور مستقل وجود دارد که در همه دنیا مسلمانان حالا هویت و شخصیت دارند و همه اینها دلشان مرتبط با مسلمانانی که امروز در چین مورد ستم قرار می گیرند چین ملاحظه کند منافع خودش را ارتباط خودش را با دنیای اسلام با دولتهای مسلمان در نظر بگیرد و انشاالله ما از این به بعد شاهد چنین ظلمی در چین و جاهای دیگر نسبت به مسلمانان نباشیم . مسائل عراق و فلسطین و افغانستان و پاکستان هم متاسفانه مثل هفته ها و ماههای گذشته است که آنجا خونریزی و فساد و درگیری است که انشاالله روزی اصلاح شود.
اما مساله خود ما و بحثهایی که درباره خودمان بخواهیم بکنیم که گفتم این قسمت دوم یا سوم حرفهای من است . خب الحمدلله در انتخاباتی که انجام شد و تمام شد ما خیلی خوب شروع کردیم رقابت خوبی شکل گرفت مقدمات خوب انجام شد. یک رقابتی بود که چهار نفری که از نظر شورای نگهبان صالح تشخیص داده شده بودند آمدند رقابت کردند رقابت راهم خوب انجام می دادند و مردم امیدوار شدند و آزادی کامل در انتخابات و حضور بی سابقه ای واقعا از خودشان نشان دادند و در این شرایط که همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور ما بود که این افتخار را ما باید بمردم بدهیم یعنی این حق مردم است و مردم بودند که خوب آمدند و رکورد حضوری پای صندوقها را مردم شکستند و باید همه ما از این مردم متشکر باشیم که در این زمانی که هیچ کشوری به این اندازه نصاب حضور مردم را ندارد آزادانه آمدند و در انتخابات شرکت کردند و این بسیار ارزشمند بود. ایکاش همان شرایط تا امروز ادامه می یافت و امروز ما سربلندترین شرایط را و نتیجه انتخابات هم هر چه می خواست باشد. و در دنیا می توانستیم داشته باشیم ولی آنطوریکه می خواستیم نشد که حالا من عرض می کنم اساس مساله اینست که من گفتم ما چه می خواستیم گفتم که قسمت دوم اینست که بگویم انقلاب چه می خواهد شما این حرف هایی که از من می شنوید از کسی دارید می شنوید که از پیش و لحظه شروع مبارزات که امام راحلمان آغاز کردند لحظه لحظه همراه انقلاب بوده و صحبت از ۶۰ سال پیش است و تا امروز. ما می دانیم که امام چه می خواستند و می دانیم که اساس تفکر امام چه بود. امام حتی در مبارزاتشان وقتی پیشنهادی می آمد که مثلا از اسلحه استفاده بشود از ترور استفاده شود و یا با فلان حزب همکاری کنیم امام می فرمودند آنچه که من می خواهم مردمند. شما هر چه می توانید کار کنید تا دل مردم را با مبارزات آشنا کنید و به ما طلبه ها می فرمودند که شماها رسالتتان اینستکه بروید منبر و مسجد و حسینیه ها و روستاها بروید و توضیح بدهید که ماها چه می خواهیم . مردم اگر همراه ما باشند ما همه چیز داریم . مخالفتی نمی کردند که گروهها احزاب هم مبارزه کنند ولی آنی که انقلاب اسلامی بود همان راه پیغمبر بود که اول مردم را با میل خودشان و اختیار خودشان و اعتقاد خودشان پای کار بیاورند . این هنر بزرگ امام بود که موفق هم شدند . کمتر از ۲۰ سال طول کشید که مردم آنچنان آگاه شدند خب هزینه ای هم پرداختیم شهید دادیم زندانی دادیم تبعید امام را داشتیم و خیلی چیز داشتیم ولی سودمان خیلی بیشتر بود. مردم آنچنان آگاه شدند که شما و آنهائی که سنشان اقتضا می کند می دانند که یکی دو سال آخر مردم چطور به خیابانها آمدند و همین خیابانهای پر از نیروهای حامی امام و معتقد و همراه امام کمر دولت بسیار مغرور و متکبر رژیم پهلوی را که آنموقع از ارتجاع و شرق و غرب کمک می گرفت و بخاطر گران شدن نفت هم انبار پولش پر بود و هر کاری که می خواست می توانست بکند ولی این مردم آمدند و آنچنان ابهت مردم آنها را گرفت که ول کردند و رفتند و اینطور پیروز شدیم .
بعد از انقلاب هم ما با امام تقریبا روزانه کار می کردیم . امام مبنای فقهیشان و همه چیزشان این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی شود. اگر مردم راضی نباشند این حکومت انجام نمی شود و یک روایتی من از زمان امام شنیدم . آنموقع نپرسیدم که سندش کجاست . بعدا خودم رفتم و سندش را پیداکردم . روایت جالبی است که مبنای استدلال امام بود البته خیلی بیش از اینهاست ایشان هم منابع فقهی و قرآنی فراوان دارند و این روایت هم خیلی صریح است و نقشی که امام بمردم می دادند و من آن روایت را یادداشت کردم و از کتاب کشف المحجم سید ابن طاووس که یکی از علمای بسیار با ارزش قرن هفتم ماست و شخصیت بسیار عظیمی است خواهش می کنم به این روایت توجه کنید. این مبنای تفکر نه اینکه این فقط … این صریح ترین روایت است که خود حضرت علی بن ابیطالب می فرماید یک روز پیغمبر در همان روزهایی که عرض کردم پیغمبر مهموم و نگران آینده بود در سال آخر عمرش آنرا به علی بن ابیطالب گفته . یا بن ابیطالب لک ولا امتی . این بعد از غدیر است یعنی تو ولی این امت هستی و ولایت مال توست چیزیکه خدا به تو داده است . بعد می فرماید : فان ولوک فی عافیه و اجمعواعلیک بالرضا فقم بامرهم . اگر دیدی این مردم راضی بودند و آمدند تو را قبول کردند به تو این سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبی است تام نمی شود. یعنی به اندازه کافی و لااقل اکثریت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذیر و متولی امر شو و کارشان را اصلاح کن و ادامه بدهید و قسمت بعدی می گوید و ان اختلفواعلیک اگر دیدی اختلاف کردند و نیامدند آن مقداری که باید بیایند با تو وان اختلفواعلیک فدعهم ولشان کن بما فیه بگذارند کاری که می خواهند بکنند بکنند خودشان می دانند. وان الله سیجعل لک مخرجا. و خداوند برای تو راهی پیدا می کند که به اهدافت برسی . این روایت از روایات معتبر است .

ناقل آنهم و سند معتبری راهم ارائه می کند سید بن طاووس نه اینکه ما فقط این روایت را داریم بلکه خیلی داریم . کتاب داریم کتابها داریم و من فقط یک روایت صریحی را خواندم . مبنا این بوده مبنای حکومت پیغمبر این بوده که ما در جمهوری اسلامی بناشد اینکار را بکنیم . بنا شد با این مردم باشیم و این مردم هم خیلی خوب آمدند و بر اساس همین تفکر امام روزی که امام مهندس بازرگان را به عنوان رئیس دولت موقت معرفی کردند ما هنوز دولت را تحویل نگرفته بودیم و هنوز بختیار اینجا بود و آن دولت داشت و امام آنقدر عجله داشتند که کارها را بمردم بدهیم و در حکمی که به مهندس بازرگان دادند و من آنرا خواندم شما ببینید همان روز ایشان می گوید اولویت شما اینستکه اولا دوره شورای انقلاب راکوتاه کنید یعنی زودتر مجلس را تشکیل دهید و قانون اساسی را بنویسید.
که از آن به بعد مردم با قانون اساسی جدید زندگی کنند و وقتی که قانون اساسی را تهیه می کردیم قبل از اینکه به مجلس خبرگان بدهیم امام روی آن نظر دادند و آن اصولی که مربوط به مردم می شد ایشان تقویت کردند. شوراها را دیگران مطرح کرده بودند اما امام آنها را تقویت کردند و کار را به مردم دادند . بعدا ما وقتی کشورهای دیگر را می دیدیم آنها می گفتند ما تعجب می کنیم الجزایر می گفت ما ۲۰ سال بعد از انقلابمان قانون اساسی را نوشتیم و شما چطور به این زودی و نسنجیده می روید اینکارها را انجام می دهید و ما می گفتیم چون با قدرت مردم پیروز شدیم و می دانیم این مردم از انقلابشان و از دینشان حمایت می کنند نگرانی نداریم و درست هم بود. شماها می دانید که از لحاظ قانون اساسی همه چیز کشور ما به رای مردم است . از رهبری بگیرید که باید مردم خبرگان را انتخاب کنند یعنی مخلوق رای مردم . رئیس جمهور را مردم باید مستقیم انتخاب کنند مجلس را باید مردم مستقیم انتخاب کنند و مردم باید اعضای شوراها را مستقیم انتخاب کنند و افرادی که بعد از اینها سمت می گیرند به اتکا رای مردم است . یعنی این مردم هستند و این حکومت دینی است این جمهوری اسلامی یک لفظ تشریفاتی نیست . هم « جمهوری » است و هم « اسلامی » است . (تکبیر نمازگزاران )
جمهوری اسلامی یک لفظ نیست بلکه یک واقعیتی است که از عقاید ما از قرآن ما از روایات ما و از ائمه ما و از پیغمبر ما بما رسیده و ما به آن اعتقاد داریم و این دو تا باید با هم باشد. مطمئن باشید که اگر یکی از این دو تا آسیب ببیند ما دیگر آن انقلاب را نداریم اگر « اسلامی » نباشد اصلا داریم به بیابان و بیراهه می رویم و اگر « جمهوری » نباشد اصلا قابل تحقق نیست . آنجائیکه مردم نباشند رای مردم نباشد آن حکومت اسلامی نیست و به همان دلیل که عرض کردم و به همان دلیل که علی بن ابیطالب ۱۹ سال خانه نشین بود و وقتی که دوباره مردم آمدند و به قول علی بن ابیطالب مثل یال اسب و موهای یال اسب در خانه اش تراکم جمعیت بود آنموقع علی بن ابیطالب پذیرفت و می پذیرد با آن مشکلاتش و راه ما این بوده و ما باید به اینجا برسیم و روز به روز هم باید آنرا تقویت کنیم و این انتخاباتی که انجام دادیم اگر مشکلاتی در آن پیش نمی آمد ما در سی سالگی انقلاب بهترین گام بزرگمان را در جهت تحقق اسلامی بر می داشتیم . من الان نمی خواهم بگویم برنداشتیم می خواهم بگویم چرا اینطور شد آنچه که من می فهمم و راه حل از توی آن می خواهم در آورم اینستکه اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید. (تکبیر نمازگزاران ) ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم . (آقای هاشمی در این لحظه گفت که آقایان اجازه بدهید من که بهتر از شما دارم می گویم و شما با شعار تائیدتان کافی است )
این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما البته دو جریان هستند یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان رامی کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم . امروز الان تلخ است یعنی شرایطی که بعد از اعلام نتایج انتخابات (ریاست جمهوری ) پیش آمد دوران تلخی است و من فکر نمی کنم هیچکس از همه جریانات همه دلشان نمی خواست اینطوری شود و الان همه ضرر کردیم که چرا اینطور باید بشود. ما امروز بیشتر از همیشه نیاز به وحدت داریم کشورمان باید متحد در مقابل اینهمه خطری که ما را تهدید می کند و امروز باج خواهی آنها بیشتر شده و دارند جلو می آیند که این زحمت طولانی ما را در بدست آوردن هایتک ها و بخصوص هسته ای و امثالهم را از دست ما بگیرند که البته خداوند به اینها مهلت نمی دهد ولی آنها به هوس افتاده اند و من فکر می کنم برادران من خواهران من و همه جریانها بنده را شما اولا می شناسید من هیچوقت از این تریبون . نخواسته ام جناحی استفاده کنم و همیشه فراجناحی حرف زده ام و من نظر به هیچ طرف الان ندارم ولی نظرم اینست که همه ماها باید فکر کنیم و راهی پیداکنیم که متحد هم کشورمان را به پیش ببریم و هم از این آثار بد و خطرناکی که در کینه هایی که دارد بروز می کند از این نجات پیداکنیم و هم دشمنانمان را مایوس کنیم که چشم طمع بما نبندند. چکار باید بکنیم تا این اتفاق بیافتد.
چند تا پیشنهاد به ذهن من می رسد که البته این پیشنهادها را با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که به فکرشان من اعتماد دارم مطرح کردم و به این جا رسیدیم و من اینها را عرض می کنم به عنوان راه حل شاید هم دیگران هم بپذیرند و عمل کنند و انشاالله که با اخلاص مساله مهم ما اینستکه آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد و اینکه چگونه برگردانیم را حالا عرض می کنم .
یک : ما باید همه چه نظام حکومت دولت مجلس نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و مردم یعنی معترضان همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم . ما اگر از قانون تجاوز کنیم دیگر هیچ مرزی ندارد. و باید با قانون مسائلمان را حل کنیم و همه قانع باشیم . حالا هرچه شد با این قانون حالا اگر کسانی از بعضی قوانین دل خوشی ندارند باید بعدا سعی کنند که قوانین اصلاح شود و هر وقت که لازم است این اشکالاتی که دیده شده یکروزی حل می شود ولی بیائیم چارچوب را قانون قرار دهیم و همه آنرا بپذیرند.
دوم : اینکه بگونه ای عمل کنیم که آن اعتماد را البته یک روز و یک شب نمی شود و یک جریان نسبتا طولانی است و باید انجام بدهیم باید یک فضایی بوجود بیاوریم که همه اطراف بتوانند آنجا حرفشان را بزنند و هر طرف منطقی و بدون دعوا و بدون مشاجره و منطق حاکم باشد البته عمده اینکار مال صدا و سیماست که باید انجام بدهد که مستمعین زیادتری دارد و سایر رسانه ها هم باید اینکار را بکنند و بحثها باید منطقی باشد برادرانه خواهرانه بنشینند با هم حرف بزنند و دلیلش را بگوید و آنهم دلیلش را بگوید و بالاخره مردم در این بین خودشان می فهمند و آخرش هم می توان از مردم پرسید و طوری باشد که ما این اعتماد را برگردانیم متاسفانه از این فرصتی که رهبری انقلاب دادند به شورای نگهبان پنج روز وقت اضافه دادند و گفتند که بروید عقلا را و موجهین را بیاورید بررسی کنند و اعتماد مردم را جلب کنیم استفاده خوبی نشد و من هم الان نمی خواهم بگویم تقصیر کی بود که نشد ولی نشد (تکبیر نمازگزاران )
ما حالا از آن مرحله گذشته ایم و الان مرحله دیگری است و من فکر می کنم برای آینده و برای اتحاد ما و برای جلوگیری از خطر نظام و برای حفظ این ارزشهایی که انقلاب خلق کرد برای این بنای باشکوهی که امام راحل و خون شهدا و مجاهدات مردمی که در این راه تلاش کردند و رزمندگان ما برای ما مانده برای نسل سوم و چهارم و بعد بماند در این مقطع ما می توانیم این حرکات را انجام دهیم و اگر این دو کار را بپذیریم که قانونی باشد و راه برای مناظره و مذاکره و مباحثه و استدلال باز باشد شاید در مدت کوتاهی به قناعت برسیم . در این فاصله باید یک کارهای دیگری بکنیم . لازم نیست در این شرایط ما افرادی را که به این نامی که الان هست در زندان داشته باشیم . اجازه بدهیم اینها به آغوش خانواده هایشان بازگردند. (تکبیر نمازگزاران )
نگذاریم بخاطر زندانی بودن یک عده دشمنان ما ما را سرزنش کنند شماتت کنند به ما بخندند برای ما نقشه بکشند و ما اینقدر باید خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشیم که همدیگر را تحمل کنیم و مساله بعدی ما اینست که آسیب دیدگان این حوادثی که اتفاق افتاد باید همدردی و دلجوئی بشود آنهائی که عزا دارند هم به آنها تسلیت بدهیم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزدیک کنیم و اینکار شدنی است . کسانیکه وفادار به انقلاب باشند و ببینند که نظام به سراغشان می رود آنها زود می توانند با دل و جانشان با ما همراهی کنند و اینکار را باید انجام دهیم و از آنان دلجوئی کنیم و با سعه صدر اینجا دیگر لازم نیست که ما عجله داشته باشیم لازم نیست در اینجا خودمان را گرفتار کنیم . بگذاریم رسانه هایمان بالاخره این رسانه ها با معیارهای قانونی اجازه گرفته اند محدودشان نکنیم و در حد قانون زیرا ملاک و چارچوب قانون است که نه رسانه ها انتظار داشته باشند بیشتر از اجازه قانونی عمل کنند و نه نظام از آنها توقع کند که حق قانونی آنها را ندیده بگیرند و همه با هم بگذاریم یک فضای آرام آزاد انتقادی یا تائیدی هر دوی آن بوجود بیاید و من فکر می کنم اگر این فضا را مسئولان ما و نیروهای انتظامی ما و نظامی ما و امنیتی ما انجام بدهند ما همه عضو یک خانواده هستیم و همه آسیب دیده در راه انقلاب هستیم و همه جزو کسانی هستیم که در این جهاد طولانی دفاع مقدس سرمایه گذاری کردیم و همه ما شهید در گلزارهای شهدا داریم همه ما جانباز در منزل خودمان داریم چرا باید یکجوری باشد که دیگران از راههای دور بیایند و برای ما نسخه بپیچند ما خودمان هستیم . یعنی ما اینقدر عاقل نیستیم ما این مبانی را نداریم ما تجربه سی سال اداره کشور را نداریم ما علما را نداریم مراجع ما که همیشه پشتیبان و حقیقتا بدون توقع حوزه های علمیه در خدمت بوده اند چرا باید بعضی از آنها برنجند باید آنها را کنار خودمان حفظ کنیم باید آنها را پشتیبان بدانیم باید به آنها متکی باشیم همه ما و این یکپارچگی را اگر انشاالله بتوانیم فراهم کنیم من امیدوارم این خطبه نماز جمعه شروع یک تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می شود اسم بحران روی آن گذاشت متاسفانه بخوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی و همرزمی و همراهی و رقابت سالم و هر کسی را که مردم خواستند آنطور باشد. (شعار هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو نمازگزاران )
خداوند شما را هم نگهدارد و به شما توفیق بدهد که محفوظ باشید و همیشه با همین روحیه در صحنه باشید از شما خیلی ممنون هستم .

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی

دریافت فایل صوتی سخرانی هاشمی رفسنجانی از طریق رپیدشیر (به حجم 13MB)

دریافت فایل صوتی (خطبه ی دوم) به حجم 1.55MB از سایت 3jokes

دریافت فایل تصویری سخنرانی قسمت اول

دریافت فایل تصویری سخنرانی قسمت دوم

رهبر بالاتر است یا قانون؟

رهبر بالاتر است یا قانون؟

در اصل 107 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می خوانیم:

پس از مرجع عالیقدر تقلید و هبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‏الله‏العظمی امام خمینی «قدس سره‏الشریف» که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهاء واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مساإل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسوولیت‏های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.

یک شلیک، دو کشته (صهیونیسم را بهتر بشناسیم)

یک شلیک، دو کشته (صهیونیسم را بهتر بشناسیم)

از شما دعوت می کنم این خبر تکان دهند را بخوانید. (اگر به صحت این خبر شک کردید کافیست در گوگل مختصر جستجویی بکنید: مثلا اینجا)

شلیک به زنان باردار، بهترین هدف

سرویس بین الملل تابناک – «با شلیک به زنان باردار، دو نشان را هدف قرار می دهید» این جمله مربوط به چند هزار سال پیش و در بین قبایل بدوی نیست، این جمله ایست که در قرن بیست و یک و چند روز پیش بر روی لباس سربازان اسراییلی به چشم خورده وخبرگزاری های غربی آن را افشا نموده اند.

اخیرا تی شرت هایی برای سربازان رژیم صهیونیستی تولید و عرضه گردیده است که کشتن زنان باردار، بچه های کوچک و تخریب مساجد را توصیه می کند.به گزارش خبرنگار «تابنک» و به نقل از خبرگزاری اسکای نیوز این تی شرت ها که برای سربازان اسراییلی، درپایان دوره های آموزشی و تمرینی، تولید شده و توسط روزنامه هاآرتص افشا گردیده است.یکی از این تی شرت ها که برای گروهی از تک تیرانداز ها تهیه شده است عکس یک زن حامله مسلح را نشان میدهد که در مرکز دوربین تفنگ قرار دارد و به زبان انگلیسی و عبری روی آن نوشته شده : یک تیر، دو کشته.دیگری، عکس بچه ای است که یک تفنگ بلند تر از خود حمل می کند و در مرکز هدف قرار دارد و روی آن به زبان عبری نوشته شده: کوچکتر، سخت تر است.تی شرت دیگر، یک سرباز اسراییلی را نشان میدهد که در حال منفجر کردن یک مسجد است و این جمله را می گوید: فقط خدا می بخشد.

به نظر می رسد تایید آمار بیش از 70 درصد از شهدای غزه از بین زنان و کودکان باعث شده که فرماندهان ارتش اسراییل با این عمل خود علاوه برتوجیه این جنایت فجیع خود، نظامیان اسراییلی را برای جنایت های بعدی آماده نمایند.

کشورهای غربی مدعی حقوق بشر که اسراییل را همواره به عنوان الگویی از رعایت حقوق بشر معرفی نموده و مردم فلسطین را بعنوان تروریست محکوم می نمایند، هنوز در برابر این افشا گری واکنشی از خود نشان نداده اند

نظرات كاربران:
خوب اين هم حقوق بشر غربي ديگه:((

کشتن بچه های نوزاد کار هیچ انسانی نمی تونه باشه چطور ممکنه یک انسان که
حتی اگه سنگدل ترین اونا هم باشه لبخند یه نوزاد رو ببینه و بتونه بهش اخم
کنه چه برسه به این که بخواد اون رو با مادرش هدف قرار بده
شک دارم کسی که این کارو می کنه انسان باشه شاید در جلد انسانه

همانطور که شما بهتر از بنده می دانید جمعیت و عامل انسانی در قدرت یک
کشور نقش بسزایی دارد. رژیم صهینویستی هم همین واقعیت را بخوبی درک کرده
است. آنچه رخ دادن است این که در سرزمین های اشغالی جمعیت صهیونیستی به
شدت در حال کاهش (هم به لحاظ محاجرت معکوس و هم به دلیل کاهش تولید مثل)
است و از طرفی جمعیت فلسطینی های به شدت در حال افزایش به طوری که در یکی
از گزارشهای دیده بان حقوق بشر سازمان ملل خطر انفجار جمعیتی در قسمت
فلسطینی نشین سرزمین های اشغالی آورده شده است (منبع : سایت سازمان ملل).
و این عامل جمعیت می تواند حتی در حال حاضر قوی تر از هر نوع بمبی نیز عمل
کند.
تحلیلی تر نگاه کنیم. چرا روزنامه ی 100% صهیونیستی هاآرتص باید این خبر را گزارش دهد؟؟
اينها نشانه هاي نابوديشونه انشاءالله
دمشون گرم اقلا اینبار به وحشی گری خودشان اذعان میکنند-ایول داره!!!
دوستان ، کافی است نگاهی به پروتوکل و دکترین صهیون ، صهیونیسم و یهودیت فاشیستی بیندازید تا به وضوح شاهد چرایی این فجایع باشید .صهیونیست ها و یهودیان تندرو معتقدند که به طور کل غیر از قوم یهود و
کسانی که به آرمان صهیون معتقدند اصلاً انسانی نیست که برای آنها حقوقی هم
قائل باشیم .
آنها معتقدند که هر نسلی غیر از یهودیان صهیونیست حاصل یک اشتباه تکثیر
نژاد است و تنها یهودیان صهیونیست انسان های خالص هستند . پس نیازی نیست
نگران کشته شدن تعدادی انسان نمای ناخاصل بود !!! چون کشته شدن آنها برابر
با کشته شدن یک عدد مرغ است !

باز هم دنبال حقوق بشر میگردید ! حقوق بشری که توسط متولیان اصلی و
سردمداران اصلی سازمانهای حمایتی حقوق بشر تبلیغ میشود مساوی است با حق
کشتار غیر صهیونیست ها و جلوگیری از کشته شدن یک صهیونیست واقعی !