بایگانی دسته‌ها: احکام

رهبر بالاتر است یا قانون؟

رهبر بالاتر است یا قانون؟

در اصل 107 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می خوانیم:

پس از مرجع عالیقدر تقلید و هبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‏الله‏العظمی امام خمینی «قدس سره‏الشریف» که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهاء واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مساإل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسوولیت‏های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.

حکم استفاده از نرم افزار های کرک شده

حکم استفاده از نرم افزار های کرک شده

آنچه مشخص است امروزه استفاده از نرم افزار های به اصطلاح کرک شده یا قفل شکسته یا نرم افزار هایی که دارای شماره سریال های به سرقت رفته هستند و … در کشورمان بسیار رایج است.

دیده می شود که در سیستم های اداری و بدتر از آن دانشگاهی ما هم از اینگونه نرم افزارها بسیار استفاده شده است. (به طور مثال در دانشگاه خود ما غریب به ۵۰ سیستم به طور کامل در اختیار دانشجویان قرار دارد و در هر یک از آنها نزدیک به ۳۰ یا ۴۰ نرم افزار نصب شده است که مشخصا کرک شده اند)

نمونه ی واضح دیگری از این موضوع استفاده از همین نرم افزار ویدوز ساخت شرکت مایروسافت می باشد. هرچند اکثر laptop ها به ویندوز اریجینال مجهزند و این سیستم عامل از قبل روی آنها نصب گشته است ولی در مورد سیستم های رومیزی وضعیت کاملا متفاوت است. به جرات می توان گفت غالب سیستم های رومیزی در ایران دارای سیستم عامل ویدوز با سریال های جعلی یا کرک شده هستند.

بنده به این موضوع که انجام این عمل چه خساراتی را به برنامه نویسان وارد می کند نمی پردازم فقط نظر برخی از مراجع را به عنوان نمونه در این باب ذکر می کنم:

آیت الله العظمی مکارم شیرازی:

کپی محصولات و نرم افزارهای کفار غیرذمی:

آيا مى توان برنامه هاى كامپيوترى، كه توسّط مسلمانان يا كفّار غير ذمّى توليد شده، را بدون جلب رضايت صاحبان اصلى آن تكثير كرد؟
تمام افرادى كه جان و مال آنها محترم است، حقّ امتيازات آنها نيز محترم است.

خريد نرم افزار قفل شکسته:

اگر كسى يك نرم افزار داشته باشد و به صورت قفل شكسته باشد، اگر ما آن را بخريم و استفاده كنيم درست است يا نه؟
اين كار جز با رضايت توليد كنندگان اصلي آن جايز نيست، مگر در صورتي كه از كفار حربي باشند، كه در اين صورت اشكالي ندارد.

ایشان حتی در مورد کفار حربی نیز چنین حکم کرده اند:

سرقت نرم افزار از سایت های کفار حربی:

آیا جایز است از طریق اینترنت از سایتهای دشمن که ما راتحریم کرده اند جنس اینترنتی یا نرم افزار سرقت کنیم
این کار تناسب با کرامت اسلامی ندارد.

تظر حضرتعالی درباره رعایت حق مولف در آثار چاپی، چند رسانه ای و نرم افزارها مشروط به این شده که صاحب اصلی کافر حربی باشد یا نه. حال با توجه به اینکه اکثر این آثار امروز در آمریکا تولید می شود و این کشور ما را تحریم اقتصادی نموده است لطفاً در خصوص موارد زیر راهنمایی بفرمایید که کافر حربی محسوب می شوند یا خیر:
۱- موسسات دولتی غیر سیاسی نظیر جوامع مهندسی در آمریکا نظیر جامعه مهندسان عمران، مکانیک و …۲- موسسات انتشاراتی غیر دولتی یا شرکتهای غیر دولتی آمریکایی متعلق به اشخاص که ظاهرا با مسلمانان مشکل و جنگی ندارند و حتی به ایرانیان یا دیگر مسلمانان کالا هم می فروشند

در صورتی که با مسلمانان مشکلی نداشته باشند و حمایت از برنامه های دولت خود نکنند حکم حربی ندارند.

آیت الله العظمی صانعی:

استفاده از نرم افزار ويندوز به اصطلاح كرك شده چگونه است؟ و آيا در مورد ساير نرم افزار هاي كامپيوتري هم همين حكم جاري است يا خير؟

اقدام و تكثير آثار ديگران كه مورد منع آنهاست، حرام و غير جايز است: «لايحلّ مال إمرء مسلم إلاّ بطيبة نفس منه» و چگونه امر ارزشداري كه عرفاً مربوط به ديگران است و مال آنها حساب مي شود، تصرّف در آنها بدون جلب رضايت صاحبان آنها مباح باشد! و فرقي بين عين خارجي و يا منفعت و يا اثر نيست; چون همه و همه آنها از نظر عرف و عقلا، مال مرتبط به ديگران و امر با ارزش و مضاف به آنهاست. پس جواز تصرّف به هر شكل، منوط به طيب نفس و رضايت صاحبان آنهاست.

آیت الله العظمی بهجت:

ضمان شكننده قفل نرم افزار و تكثير كننده و خريدار:

1170. فردى پس از خريد لوح فشرده (سى دى)، قفل نرم افزار كامپيوترى را شكسته و آن را تكثير مى كند كه در نتيجه موجب اضرار به فروشنده (شركت توليد كننده نرم افزار) مى شود. از جهت تكليفى و وضعى چه حكمى دارد؟ فردى كه نرم افزار قفل شكسته را مى خرد چه حكمى دارد؟
ج. كار او حرام است و ضامن آن ضررى است كه به شركت توليدكننده زده است و فرد ديگرى كه نوار تكثير شده را از خريدار اولى مى خرد، او هم ضامن ضرر مالك اصلى است، زيرا در ضررهاى بعدى با خريدار اولى اشتراك دارد.

برخى از نرم افزارهاى كامپيوترى از كشورهاى خارجى به داخل ايران آورده و تكثير مى شود. در آن كشورها (كشورهاى سازنده اين نرم افزارها) تكثير آن، ممنوع اعلام شده است، حكم تكثير چنين نرم افزارهايى چيست؟
ج. مانند حق طبع و چاپ كتاب است كه اگر اضرار به مؤلّف يا ناشر محسوب شود، جايز نيست. بلكه عمل انجام گرفته توسط او محترم است. ولى اگر آن كفّار از كسانى باشند كه مالشان محترم نباشد و موجب فتنه نشود، تكثير آن جايز است.

اختلاف فتواى مرجع تقليد شكننده قفل نرم افزار با استفاده كننده از آن:

701. برخى از افراد كه اجتهادا و تقليدا شكستن و يا كپى كردن و تكثير فيلم و برنامه هاى كامپيوترى را جايز مى دانند، اگر برنامه اى را بدون اجازه كپى يا تكثير كنند و در اختيار كسى كه اجتهادا يا تقليدا جايز نمى داند، قرار دهند آيا او مى تواند از چنين برنامه هايى استفاده نمايد؟
ج. خير، نمى تواند.

نرم افزارهايى كه از بازار مسلمين تهيه مى كنيم، آيا لازم است از نحوه شرعى بودن تكثير آن فحص و جستجو كنيم يا سوق مسلمين حاكم بوده و خريدن بدون پرس و جو از خصوصيات تكثير و پخش آن جايز است؟
ج. اگر غلبه با موارد ممنوعه است، سؤال و فحص شود.

آیت الله العظمی وحید خراسانی:

حق التأليف و حق اختراع:
سوال) نظر معظم له را پيرامون حقوق مالكيت فكرى و معنوى مثل حق التأليف و حق اختراع و مواردى همچون توليد بسته هاى نرم افرازى، چيست؟
جواب) بنابر احتياط واجب استنساخ و بهره بردارى هائى از اين قبيل، از آثار ديگران، بايد با اجازه صاحب اثر باشد، درصورتى كه محترم المال باشد ، بى اجازه بنابر احتياط جايز نيست. والله العالم.

آیت الله العظمی سیستانی:

سؤال: تكثير cd در صورت راضی نبودن صاحب امتياز جايز است ؟
پاسخ: اگر از نظر قانون ممنوع باشد جايز نيست .

سؤال: لطفاً حكم خريد سى دى هاى قفل شكسته اى كه در بازار به فروش مى رسد و قطعاً پايين تر از قيمت سى دى اصلى (قفل نشكسته) است، در دو صورت ايرانى بودن و خارجى بودن آن بيان فرماييد؟
پاسخ: اگر مخالف قانون آن شركتها باشد جايز نيست.

(فتوای برخی دیگر از مراجع بزرگوار را نتوانستم بدست آورم. شاید این بخش در آینده کامل شود.)

با توجه به آنچه گفته شد جا دارد کمی بیشتر در مورد نرم افزارهایی که روی سیستممان نصب می کنیم دقت داشته باشیم. خوشبختانه اکثر این نرم افزار ها دارای معادل رایگان می باشند. به عنوان مثال به جای windows می توان از ورژن های مختلف linux (مثل ubuntu) استفاده کرد. یا به جای microsoft office می توان از oppen office استفاده نمود. حتی بسیاری از نرم افزارهای پیچیده ی مهندسی مثل matlab داری معادل رایگان می باشند مثل scilab.

شاید امکانات این نرم افزارهایی که معرفی شد به اندازه ی نرم افزار اصلی نباشد و حتما در ابتدای کار با آنها یک سری مشکلات خواهید داشت ولی به گمان من اکثر نیازهای روز مره ی مارا همین نرم افزار ها جواب گو هستند. حال اگر واقعا نیاز به یک نرم افزار تجاری بود مثل خیلی از کالاهای روزمره ی دیگرمان که خریداری می کنیم قیمت آن را نیز بپردازیم. در این میان از نهادی مثل دانشگاه انتظار بیشتری می رود.

فراموش نکنیم که روزی باید در مقابل صاحبان اصلی این نرم افزارها جوابگو باشیم.

امام در وصیتی به فرزندشان می نویسند:

پسرم! سعی کن که با حق الناس از این جهان رخت نبندی که کار، بسیار مشکل می شود. سر و کار انسان با خدای تعالی که ارحم الراحمین است، بسیار سهل تر است تا سر و کار با انسان ها.

آدرس وب سایت رسمی مراجع تقلید

آدرس وب سایت رسمی مراجع تقلید

مراجع حاضر

آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی

آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی

آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی

آیت الله العظمی وحید خراسانی

آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی

آیت الله العظمی یوسف صانعی

آیت الله العظمی یوسف صانعی

آیت الله العظمی یوسف صانعی

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

آیت الله العظمی مکارم شیرازی

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای

آیت الله العظمی خامنه‌ای

آیت الله العظمی خامنه‌ای

آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی گلپایگانی

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی گلپایگانی

آیت الله العظمی  اسد الله بیات زنجانی

آیت الله العظمی بیات زنجانی

آیت الله العظمی اسد الله بیات زنجانی

آیت العظمی حاج سید محمد عزالدین حسینی زنجانی

آیت الله العظمی شیخ حسین نوری همدانی

آیت الله العظمی نوری همدانی

آیت الله العظمی شیخ حسین نوری همدانی

آیت الله العظمی سيدمحمد صادق روحانى

آیت الله العظمی روحانی

آیت الله العظمی سيدمحمد صادق روحانى

آیت الله العظمی سید صادق شیرازی

آیت الله العظمی سید صادق شیرازی

آیت الله العظمی سید صادق شیرازی

آیت الله العظمی سید محمد حسینی شاهرودی

ایت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله العظمی حسین مظاهری

آیت الله العظمی مظاهری

آیت الله العظمی حسین مظاهری

آیت الله العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله العظمی موسوی اردبیلی

آیت الله العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی

آیت الله العظمی میرزا جواد غروی علیاری

آیت الله العظمی غروی علیاری

آیت الله العظمی میرزا جواد غروی علیاری

آیت الله العظمی آصف محسنی

آیت الله العظمی محسنی

آیت الله العظمی محسنی

آیت الله العظمی محمد ابراهیم جناتی

آیت الله العظمی محمد ابراهیم جناتی

آیت الله العظمی محمد ابراهیم جناتی

پایگاه اطلاع رسانی مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی جناتی

آیت الله العظمی محمد صادق صدر

آیت الله العظمی محمد صادق صدر

امام موسی صدر

برخی از مراجع درگذشته

آیت الله العظمی علی صافی گلپایگانی

آیت الله العظمی حسین علی منتظری نجف آبادی

آیت الله العظمی شیخ محمد تقی بهجت فومنی

آیت الله العظمی سید روح الله موسوی خمینی

آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی

آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی

آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

در صورتی که شما آدرس یا ایمیلی به غیر از موارد ذکر شده می شناسید لطفا در بخش نظرات مطرح کنید تا به این فهرست اضافه گردد.

حکم ریش در اسلام

حکم ریش در اسلام

چندی پیش در یکی از سایت ها مطلبی رو دیدم که نظرم رو جلب کرد (البته این سایت همه مطالبش جذابن ولی من توصیه نمی کنم!)

نقل قول:

«خبرگزاری انتخاب: ریش تراشی یکی از علائم قاضی فاسق می باشد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت، این مرجع تقلید در پاسخ سوالی در مورد ریش تراشی قضات مرقوم فرموده اند: باید او را از منصب قضاوت کنار بزنند.

سوال بدین شرح است:

محضر مبارک مرجع عالیقدر آیت الله بهجت (دام ظله)

سؤال: برخی از قاضی‌ها که فسق‌های آشکاری هم چون ریش تراشی دارند، آیا حکم آن‌ها نافذ است؟

پاسخ معظم له به این استقتاء: خیر و باید او را از منصب قضاوت کنار بزنند.

ببینید دوستان من. من مدتی خیلی زیاد روی این بحث ریش تراشی فکر کردم و گفتم چرا مراجع ما ریش تراشی رو حرام می دونند در حالیکه در زمان پیامبر (ص) اصلا با هیچ وسیله ای نمی شده ریش رو مثل امروز تراشید. یعنی به عبارت دیگه اصولا این مبحث در اون زمان نبوده، مثل اینکه بگیم پیامبر (ص) فرمودند: «استفاده از محصولات مایکروسافت حرام است.» من خیلی فکر کردم و به هیچ نتیجه ای نرسیدم.

بعد یه مقاله خوندم از پروفسور جان اس لیکر، که همراه با پروفسور همفری شت ایتر روی این مبحث مهم کار کردند. پروفسور اس لیکر و شت ایتر در مجله پزشکی «نانسنس لایز» اثبات کرده اند که تراشیدن ریش باعث سرطان بزاق آب دهان می شود و مخصوصا روی روده کوچک و کبد اثر مخربی دارد. همچنین در مجله پزشکی آنلاین به نام «فارتی پنتز» رابطه مستقیمی بین تراشیدن ریش و جمع شدن باکتری در غدد لنفاوی کف پا دیده شده است.

دوباره رجوع کردم به تاریخ اسلام و دیدم که پیامبر (ص) در هیچ سند معتبری تراشیدن ریش رو حروم ندونستند چون اصولا چنین چیزی ممکن نبوده. اما در کتاب «المقالات المراجع فی باب المحاسن» که شیخ ابوکاذب قرنی نوشته: «یعار تسارمات الکمال من البزدیقات النواصح لتسلم الهزلیات المرجوعه و المحاسن الرباب.» ترجمه عبارت به این مفهومه که تراشیدن ریش انسان رو مثل خدایان و ربوب می کنه و کمال انسان رو پایین می آره. یعنی بطور تاریخی اثبات میشه که تراشیدن ریش حرامه، هرچند از تاریخ صدر اسلام همچین چیزی در نمی آد.

نکته بعدی رجوع به تاریخه. ما می بینیم که همه افراد بد مثل جرج بوش، صدام، فهد، شاه خائن، رضا شاه، اکبر شاه، اصغر شاه، هیتلر، اینشتین، نیوتون، ادیسون، ویل دورانت، اسکندر مقدونی و حتی محمود حسینی همه و همه ریش هاشون رو می تراشیدن، در حالیکه همه افراد خوب مثل احمدی نژاد، ناصر الدین شاه، نادر شاه، خلفای عباسی و اموی، چنگیز (نه بخاطر کشتار ایرانیان، بلکه بخاطر کمک هایی که در توسعه و آبادانی مغولستان کرد) و حتی جان لنون، کریستوف کلمب و اخناتون همه و همه ریش می ذاشتن. ازین میشه نتیجه گرفت که ریش خوبه و کسی که ریشش رو می زنه فاسقه و بقول آیت الله بهجت نه لیاقت قضاوت داره و نه لیاقت هیچ چیز دیگه، و حتی شاید کشتنش مباح (بلکه واجب شفایی) باشه. [واجب شفایی عمل واجبی هستش که انسان و یا بشریت رو شفا میده.]

همچنین بطور طبیعی در حیوانات دیده شده که حیواناتی که ریش دارند ریش هاشون رو نمی زنند. چند نفر از شما تا حالا دیدین که مثلا شیر ریش هاشو بزنه، یا مثلا بز؟ پس بلحاظ طبیعی هم داشتن ریش یک امر طبیعی و نداشتنش یک امر غیر طبیعیه.

و آخرین دلیل. خیلی از علمای اسلام میگن که ریش نشانه تشخیص مرد از زنه. یعنی اگه مردی ریشش رو بزنه، شما خیلی راحت ممکنه فکر کنید اون یه زنه و بعد برید و همجنس باز بشید. صدای کلفت، ریخت بد ترکیب، نداشتن روسری و غیره هم دردی رو دوا نمی کنه. این فقط ریشه که بین مرد و زن تفاوت میذاره. من خودم بارها وقتی دوستام ریش هاشون رو زدن اونا رو با دخترهای محله اشتباه گرفتم و بهشون چشمک زدم. حتی یکبار که عموم ریشش رو زده بود اشتباهی گفتم: «سلام عمه جان!» پس معلوم میشه تراشیدن ریش در روابط اجتماعی هم تاثیر مخربی میذاره.

نتیجه گیری: همونطوری که در خبر گفته شد، من هم فکر می کنم هیچ فسقی بالاتر از ریش تراشی وجود نداره و آدمی که ریشش رو می زنه لیاقت هیچ پست و منصبی رو نداره. ضمن اینکه همه مقلدین راستین آیت الله ها باید دیگه ریش هاشون رو نزنند. شما هم توی انتخابات به آدمهایی بی ریش رای ندین و سعی کنین اونهایی رو انتخاب کنین که ریش بلندتر و محاسن زیباتری دارند. «

ازونجایی که فلسفه ای این حکم  برای من روشن نبود و از شما چه پنهان هنوز هم نیست! تصمیم گرفتم یه کمی کنجکاوی بخرج بدهم J!

تو پرانتز این رو هم اضافه می کنم که  این نقل قول بیشتر جنبه ی طنز داره جدی نگیرید!

خوب از اینجا شروع می کنم که برخلاف این نوشته در اون زمان هم می شده ریش رو تراشید.

اونچه که مسلم است تراشیدن ریش وجود داشته و نشون به اون نشون که پیامبر در زمان حج عمره سر خود را می تراشیده اند. توضیح اینکه در آن زمان هم ابزارهایی که مثل تیغ بتراشد بوده است، ولذا یکی از اعمال حج تمتع «سر تراشی» است که باماشین کردن موی سر کفایت نمی کند، مگر این که ماشینی باشد که مثل تیغ بتراشد. تعبیر عربی تراشیدن «حلق» است.

(آقاجون بوده دیگه، پیامبر که نمیاد دستور نشدنی به مردم بده! حالا تیغ نبوده، شمشیر که بوده!  Jمهم اینه که مثل تیغ می زده، صاف صاف J

تازه شنیده های دیگر حکایت از این دارند که

توی رم تراشیدن ریش واجب بوده…مخصوصا توی ارتش رم.
فرعون که ریش پرفسوری میزاشته
توی مصر که زنها موهاشونو با تیغ میتراشیدن…)

 

اون مقاله ی پروفسور نمی دونم اینجا چیکار میکنه! چون چه درست باشه، چه نباشه نمی تونه ربطی به این حکم داشته باشه. منم پِیَش را نگرفتم. (توصیه می کنم پروفسور هر چه سریعتر برای تغییر دادن نامشون به اداره ثبت مراجعه کنن)

«دوباره رجوع کردم به تاریخ اسلام و دیدم که پیامبر (ص) در هیچ سند معتبری تراشیدن ریش رو حروم ندونستند چون اصولا چنین چیزی ممکن نبوده.»

کلا مخالفم! هم از پیامبر نقل قول هایی هست و هم ممکن بوده!

مرحوم محقق آيت الله العظمي خويي , درباره حرمت تراشيدن ريش بحثي مبسوط دارند كه خلاصه آن را بازگو مي كنم:

(نك به مصباح الفقاهه , تقريرات درس محقق خويي به قلم توحيدي تبريزي , ج 1, ص 257) ايشان چنين مي فرمايند:

مشهور بلكه اجماع بين علماي شيعه و سني , حرمت تراشيدن است . وجوه ذيل براي حرمت اقامه شده :

1-      قول خداي سبحان ((فليغيرن خلق الله )) (سوره نساء، آيه 118) به ادعاي اين كه حلق لحيه (تراشيدن ريش ) تغيير خلقت به شمار مي آيد پس حرام است.

توضیح: آیه ی مورد نظر این آیه است:

[4:119]  ولاضلنهم ولامنينهم ولاءمرنهم فليبتكن ءاذان الانعم ولاءمرنهم فليغيرن خلق الله ومن يتخذ الشيطن وليا من دون الله فقد خسر خسرانا مبينا

[4:119]  «من آنان را گمراه خواهم کرد. من آنان را به دام خواهم انداخت. من به آنان فرمان خواهم داد که (براي حرام كردن بعضي از گوشت ها) گوش چارپايان را علامت نهند و به آنان فرمان خواهم داد که خلقت خدا را تحريف کنند.» هرکس به جاي خدا، شيطان را به مولايي قبول کند، زياني آشکار متحمل شده است.

اما چون من روی معنای آیات خیلی حساس هستم معنی آیه را از تفسیر المیزان برایتان می آورم:

كلمه ی «تبتيك» كه مصدر باب تفعيل است و جمله ی:  «فليبتكن« از آن مشتق شده به معناى شكافتن است و شكافتن گوش ‍ حيوانات با مطلبى كه بعضى ها نقل كرده اند تطبيق مى شود و آن اين است كه گفته اند: عرب جاهليت را رسم بر اين بود كه گوش ماده شترى كه پنج شكم زائيده باشد (بحيره( و شترى كه به عنوان وفاء به عهد رها مى كردند (سائبه) را مى شكافتند تا اعلام كنند كه اين حيوان آزاد است و در نتيجه خوردن گوشت آن بر همه جايز است .
و اين امورى كه در آيه شمرده شده همه اش مصاديقى از ضلالت است. و با اينكه در جمله و (لا ضلنهم) مساله ضلالت را صريحا ذكر كرده اگر اين مصاديق از ضلالت را نيز بر شمرده از باب ذكر عام و سپس نام بردن از بعضى افراد آن عام است. كه گوينده به شنونده مى فهماند عنايت خاصى به اين چند فرد دارد.
در اين آيه شريفه از شيطان حكايت شده كه گفته است : من انسانها را از راه سرگرم كردنشان به پرستش غير خدا و ارتكاب گناهان گمراه خواهم كرد و آنان را با اشتغال به آمال و آرزوهائى كه از اشتغال به واجبات زندگيشان باز بدارد فريب مى دهم ، تاآنچه را كه برايشان مهم و حياتى است به خاطر آنچه موهوم و خالى از واقعيت است ، رها كنند و دستورشان مى دهم كه گوش چهار پايان خود را بشكافند و (با اينگونه عقايد خرافى و موهوم ) حلال خدا را بر خود حرام سازند و نيز دستورشان مى دهم كه خلقت خدائى را تغيير دهند مثلا مردان را كه مرد خلق شده اند و استعداد زن گرفتن را دارند اخته نموده اين استعداد را در آنها بكشند و يا انواع مثله – بريدن اعضاء – راباب كنند و يا مردان با يكديگر لواط و زنان با يكديگر مساحقه كنند.
و بعيد نيست كه مراد از تغيير خلقت خداى تعالى خروج از حكم فطرت و ترك دين حنيف باشد آن دينى كه خداى تعالى در باره اش ‍ فرمود: « فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة اللّه التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق اللّه ، ذلك الدين القيم «
خداى تعالى بعد از حكايت كلام شيطان وعده او را كه همان اطاعت او در آنچه امر مى كند، مى باشد را ولى گرفتن او دانسته ، فرموده : اطاعت او معنايش اين است كه شما او را به جاى خداى تعالى ولى و سرپرست خود بگيريد: «و من يتخذ الشيطان وليا من دون اللّه فقد خسر خسرانا مبينا» و در افاده اين معنا نفرمود: «و من يكن الشيطان له وليا، و هر كس كه شيطان ولى او باشد»  تا همان نكته اى را بفهماند كه آيات سابق آن را فهمانيد و آن اين بود كه تنها ولى عالم خداى تعالى است و هيچ كس ديگر بر هيچ چيز عالم ولايت ندارد، هر چند كه مردمى او را ولى خود بگيرند»

تند نرین لطفا، می دونم دلیل جالبی نیست، شما صبر بده تا برات بگم:

2-      در رواياتي امر شده به ارسال لحيه (بلند گذاشتن ريش ) و زدن سبيل ها. و از تشبيه به يهود و مجوس نهي گرديده است , (وسائل الشيعه , ج 1, باب 67 از ابواب عدم جواز حلق لحيه , ص 80 و ج 4, الوافي , ص 99)

3-      در رواياتي معروف به جعفريات آمده است كه حلق لحيه مثله كردن است و هر كس مثله كند لعنت خدا بر او باد. (المستدرك , ج 1, ص 59).

4-      رواياتي كه دلالت دارند بر اينكه سلوك و مسلك دشمنان دين جايز نمي باشد. حلق لحيه از جمله شمار آنها محسوب مي شود.

5-      قول پيامبر(ص ) در خطاب به دو فرستاده كسري: واي بر شما چرا اينگونه هستيد؟ آن دو نفر گفتند پروردگارمان ما را اينگونه امر كرده تا كسري را درك كنيم . سپس پيامبر(ص ) فرمود: لكن پروردگار من امر فرموده كه ريشم را آزاد بگذارم و سبيلهايم را كوتاه كنم . (مستدرك , ج 1, ص 59) [پس از پیامبر هم نقل قول هایی شده است]

6-      قول علي (ع ): اقوامي بودند كه حلق لحيه نمودند و سبيلها را گذاشتند سپس مسخ شدند. (وسائل الشيعه , ج 1, باب 56, از همان باب , ص 80 و الوافي , ج 2, ص 33)

 

لازم به ذكر است كه همه اين وجوه ششگانه نزد مرحوم خويي به علل ضعف در سند و يا متن , مخدوش هستند و نمي توانند حرمت را اثبات كنند. اما وي وجه هفتمي را ذكر مي كند كه نزد وي مقبول است و آن اين است كه:

7-      روايتي صحيح داريم از بزنطي كه از خدمت امام رضا(ع ) سؤال شد: آيا براي مرد صلاح است كه ريشش را بزند. امام فرمود: اما از جوانب آن , اشكالي ندارد. و اما از جلوي آن جايز نيست . (وسائل الشيعه , ج 1, باب 52 از همان باب , ص 80) آن گاه مرحوم خويي مي فرمايد: ((سيره قطعيه اي كه بين متدينين متداول , و به زمان پيامبر(ص ) متصل است بر اين مدعا دلالت مي كند)).

نظر من:

از بین همه ی این دلایل 2، 4، 5 و 7 برای من جالب بود، ولی وقتی خود آقای خویی  اسناد 2،4 و 5 رو ضعیف دونستن دیگه من کاسه ی داغتر از آش نمی شم. میماند دلیل هفتم، تازه برایمان روشن می شود که چرا مراجع داشتن ریش پروفسوری رو جایز دونستن ولی زدن ریش را نه. آنچه مسلم است امام در این روایت پرده از حکمت این حکم بر نداشته اند J

هر چند می شه یه بحث هایی روی 2 و 4 کرد اما من دیگه وارد نمی شم.

راحتتون کنم، این حکم ازون دسته از احکامی است که شاید نتوان با علم ناقص بشری به آن رسید، هرچند بعضی ها یه چیزایی میگن مثلا:

·         گذاشتن ریش یک سنت ابراهیمی است کما اینکه ازاله کردن موهای بغلها یک سنت ابراهیمی است.

·         گذاشتن ریش سنت قطعیه‌ی متدینین است به این معنی که عالمان وارسته تماماً و انسانهای متدین غالباً ریش داشته و دارند. 

·         طب جدید اخیراً برای وجود ریش فوایدی و برای تراشیدن آن مضراتی برشمرده است

·         تراش ریش تشبه به کفار(شبیه کردن خود به یهود و غیره) است.

·         ریش از وجوه تمایز زن و کودک با مرد است.

·         ریش مایه‌ی هیبت و جلالت و زیبایی مرد است.

قبول دارم که ممکن است برای خیلی ها قانع کننده نباشد، و لذا تیر خلاصی را رها میکنم و آن اینکه:

خودش خلق کرده، خودش می دونه چطوری باشه بهتره! و لذا کار ما این است که بفهمیم آیا خودش گفته است این حرف را یا نه؟ اما فهمیدن این موضوع کار هر کسی نیست و اینجاست که بحث مرجع تقلید پیش می آید.

شمایی که مثل من می گویید بر حرمت ریش تراشی دلیلی پیدا نکرده اید، اگر مجتهد هستید ،به نظرتان عمل کنید ولی فکر نکنم شما هم مجتهد باشید پس اگر مجتهد نیستید:

یا مرجع تقلیدی دارید و در اموری این چنین به وی مراجعه می کنید (کاری که من می کنم) و در این صورت جالب است بدانید که همه ی مراجع نظرشان بر حرمت ریش تراشی نیست بلکه درمورد تراشیدن ریش باتیغ وماشینی که مثل تیغ ازته می تراشد چهار نظر وجود دارد:

1)      جایز نیست(آیت الله بهجت ، توضیح المسائل ،مسائل متفرقه ، س4 2- امام خمینی ، توضیح المسائل ، مسائل متفرقه ، س83، آیت الله خامنه ای ، رساله اجوبه الاستفتائات ،ص315 ،س1414 ؛ آیت الله مکارم شیرازی، استفتاآت جدید،ج)

2)      به احتياط واجب جايز نيست. (س753 ؛ ، آیت الله فاضل ، جامع المسائل ، ج1 ،س95) (دراحتیاط واجب می توان به مجتهد دیگر عدول نمود).

3)      بنا بر احتیاط واجب جایز نیست، البته تراشیدن بخشی از صورت و گونه ها اشکال ندارد وبه اصطلاح ريش پرفسورى گذاشتن كافى است و به آن ریش صدق می کند .( آیت الله تبریزی ، استفتائات ،س 1087 -1089.)

4)      تراشیدن ریش حرام نیست ولی بهتر است نتراشند. (– آیت الله صانعی مجمع المسائل ج1 س 992 .)

پس تکلیفتان روشن است! اگر خیلی اصرار دارید که ریشتان را بزنید چند راه دارید که خودتان بهتر از من می دانید! J

یا نه مجتهدید و نه مقلد! در این صورت کاری از دست من ساخته نیست، فقط می توانم بگویم عاقلانه به نظر نمی رسد.